پسرداییم بهم ابراز علاقه کرد وبعدشم اومد خاستگاری مامانم یه جورایی مخالفه چون خودش فامیلی ازدواج کرده وسختی زیاد اول زندگیش تحمل کرده بابامم میگه چون کارمند نیس 114 سکه .خونه.ماشین. 10تاکالای خوب وسرویس طلا به انتخاب خودم داییم همه ایناروداره ولی راضی نمیشه بده میگه زیادی سنگینه بابامم میگه اگه پسرت دخترمنو میخواد باید شرایطو قبول کنه .پسراییم 20 سالشه (به نظرخودم کمه )کارشم جلوبندیه ماشینه درامدش بدنیس تک پسره یدونه خواهر داره داییم میگه خونه به عروس نمیدم ولی میدم زندگی کنن .دودلم هم راضیم هم ناراضی پسردایمم پا تو یک کفش کرده که من میخوام
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
بهتره بیشتر فکر کنی پسر ۲۰ ساله هرچقدرم مستقل باشه و کار داشته باشه توانایی اداره زندگی مشترکو نداره
تراژدی زندگی اینه که زود پیر میشی و دیر عاقل . آدم ها شبیه هم عمر نمیکنندیکی زندگی میکنه و یکی تحمل . پت و مت احمق نبود تنها یاد گرفته بودن برای رسیدن به هدفشون باید تلاش کنند و مهم نبود چقدر تلاش کنن مهم این بود که در آخر به خواستشون میرسیدن .
اولا که چیزایی ک بابات خواسته علاوه بر اینکه زیاد نیست بلکه جزؤ چیزای اولیه ایه که باید داشته باشه دیگه خونه و ماشینم نداشته باشه خب نیاد خواستگاری... بعدم سن ۲۰ واسه پسر خیلییییی کمه اون هنوز اهداف مهم زندگیش تعیین نشده نمیدونه چی از زندگی میخواد پخته نشده سنش فوق العاده کمه ثالثاً ازدواج فامیلی باعث به هم ریختن فامیل میشه حتی رابطه ی اقوامیتون به هم میخوره حالا خود دانی