2777
2789
عنوان

يه تجربه

94 بازدید | 4 پست

سه روز پيش رفتم خريد طبق معمول سينك پر از اب وكف كردم تا ضدعفوني كنم وسايل رو هيچي كلا نايلون خالي كردم تو سينك و رفتم سراغ كارام به ربع بعد اومدم وسايل تب بكشم ديدم اي دل غافل گوشيم ته سينك پر از اب ولي شكر خدا خاموش بود خلاصه سريع خشكش كردم گذاشتمش تو سطل برنج شنيده بودم اين كارو بايد انجام بدي امروز از ديروز تا حالا دارم باهاش كار ميكنم خدا روشكر سالمه فقط يه لك كوچيك افتاده ميگن ميره گفتم به شمام بگم شايد به كارتون بياد

منم قبلا همینطوری شده بود 

برنج نجاتم داد

پروردگارا"روح شفابخش خود را در دستانم قرار ده شاید کسی تورا در من بجوید.                                                           خدای عزیزم ممنونم بابت اینکه همیشه تو زندگیم هستی  

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

اره واقعا خدا روشكر گوشيم پر عكساي دخترم بود كلي غصه ام گرفته بود

دیگه تجربه میشه

عکساتو توی سیستمت بریزی

  

پروردگارا"روح شفابخش خود را در دستانم قرار ده شاید کسی تورا در من بجوید.                                                           خدای عزیزم ممنونم بابت اینکه همیشه تو زندگیم هستی  

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز