من استراحت مطلق شدم
یه خانم میاد که کارهام رو بکنه از هشت صبح تا یک و نیم غذا و ظرف و جارو و ماشین لباسشویی به کار دیگه ای نمیرسه مدام هم باگوشی حرف میزنه
جمعه ها نمیاد
دو میلیون بهش میدم
هفته ای یکبار بهانه میاره نمیاد هی دست منو میذاره تو پوست گردو
کلافه ام کرده
دست پختش هم بده
موندم یکی دیگه رو پیدا کنم توی این کرونا
یا با همین خانم بد قول سر کنم
باهاش محکم حرف زدم که من لازم دارم باید هر روز بیای
میگه بارداری حساسی