2777
2789
عنوان

ترس پسرم 😔😢

79 بازدید | 4 پست

امروز واكسن ١٨ماهگيه پسرمو زديم خيلي صحنه بدي بود وقتي سوزن زدن بهش به من نگاه ميكرد اشك و گريه و جيغ ميكشيد و همينطور بهم نگاه ميكرد از اون موقع با هر چي مثل كمپرس و قطره استامينوفن ميرم سمتش جوري اشك ميريزه و گريه مبكنه دلم كباب ميشه حس ميكنم بهمون بي اعتماد شده ميگم نكنه ذهنيتش نسبت بما بد بشه يا بهمون بي اعتماد بشه اي خدا اخه اين واكسن چي بود درد پاش از يه طرف تبش اين حالتهام از يه طرف احساس ميكنه ما داريم شكنجش ميديم يا اذيتش ميكنيم الان خيلي ناراحتم چيكار كنم اخه

عزیزم خیلی بعیده بچه ها با یه اتفاق کل باورهاشون بهم بریزه، نگران نباش، این مرحله رو همه بچه ها پشت سر گذاشتن

من با چشم خودم دیدم هر کس هر کسی رو قضاوت کرد، با گذشت زمان بدتر از اون شد، اینو اینجا نوشتم یادم بمونه کسی رو سرزنش نکنم🤐

سلام دخترا، من چند ساله از سامان‌لعیا خرید می‌کنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدل‌هاشون رو اونجا می‌ذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.

گفتم اگه کسی دنبالشون می‌گرده، از اینجا می‌تونه پیداشون کنه

نه بابا بلاخره باید بدونه یک چیزهایی طبیعیه همش که نباید با هر گریه و جیغی خانواده پشتشن.این واکسن براش مفید بوده .منم مثل شما چون مادری حست و احساس عذاب وجدان داری.نه بیخیال باش هزار تا پستی و بلندی داره اون باید بدونه که چیزهای هم هست که مادر نمیتونه کاری کنه چون به صلاح بچه بوده

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز