من از 11 سالگی اشپزی کردم چون مامانم حالش بد بود منم از اون موقع یاد گرفتم از اون به بعد کارهای خونه کمیش روی دوش من بودیه خاله دارم هی میره میاد می گه مثل کوزت کار می کنی خودش دختر نداره می خواستم جوابش رو بدم مامانم گفت چیزی نگو ناراحت می شن خب مگه من ادم نیستم منم ناراحت میشم خب نمی دونم چه جوری رفتار کنم باهاش تازه دستم هم شکسته بود می گفت خوبه دیگه لازم نیست کار کنی خیلی ناراحت شدم
اینکه تو از ۱۱ سالگی کار میکردی و الان واردی باعث ناراحتیت نباید باشه باید مایه افتخارت باشه .....
من الان ۲۰ سالمه هیچ هنری یاد ندارم 😶
هرکی هم هرچی بهت میکه از رو حسودیه
الان که دارم این امضا رو یاد داشت میکنم .مثل یه تیکه کاغذ که تو آسمون سردرگم هست وباد باخودش این ور اون جا به جاش میکنه شدم ....یه آدم کاملا سردرگم که نمیدونه کجای زندگیش هستو از زندگی چی میخواد یه بار عاشق و یه بار فارغ یه بار عاشق درس و پیشرفت یه بار حالش از هرچی درسه و کتابه بهم میخوره واین وسط نگران عمر و جوانی هست که داره از دست میره....نمیدونم باید چیکار کنم و ازکجا شروع کنم ولی اینو خوب میدونم که باید شروع کنم من آدم ساکن بودم نیستم باید پیشرفت کنم فعلا هدفمو گذاشتن روی گرفتن لیسانس میدونم که میشه راهی طولانی در پیش دارم ولی میشه که بشه اینو مطمعنم اگر تا اینجا اومدی ازت خواهش میکنم واسه م دعا کن 🥰۱۴۰۰/۱۰/۰۱
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.