یادمه وقتی بچه بودم می خواستم برم بیرو ن مامانم می گفت از دست بقیه چی نگیر برو زودم برگرد ولی الن که فکر می کنم میگم چرا یه بار نگفت به محبت دیگران دل خوش نکن چرا نگفت وابستگی به کسی مساوی نابودی خودت اگر می گفت شاید زود وابسته دیگران نمی شدم که بعد یه مدت که طرف رفت من نابود بشم و چی ازم نمی نه چرا نگفت؟
خستم که نمی تونم با کسی درد و دل کنم یعنی روم نمی شه ولی نمی دونم دوست دارم یکی بهم دل داری بده