سه سال عقدم هر سالش یکی از اقوام نزدیک همسرم فوت کردن و عروسی نگرفتم خواستیم عید عروسی بگیریم و باکلی ذوق و شوق ،الان با این اوضاع و احوال و مسافرهای....اومدن شمال و شمال رو ب گند کشیدن و حالا ما باید هی بهمون خبر برسه ک این مریضه اون مریضه ،منی ک گریه ام نمیگرف از حرص و جوش زیاد و فشار زیاد یهو میزنم زیر گریه ،خدایا اخر این داستان چیه ای خدا ،خدایا گریه ام دییگه بند نمیاد خدایا عزیزامو میسپارم ب خودت😭😭😭😭😢😢😢😢
یهکار برمیگفت ما همه چیمون آماده بود هم خونه هم جهاز روچیده بود حتی بلیط ماهعسلش هم خریده بود کا اینجوری شد گفتش شاید الان بریم سر خونه زندگیمون بعد کرونا جشن میگیریم
آقام خیلی غریبن😔میشه واسه سلامتی وظهورشون یه صلوات بفرستین؟