من عصری برا بچه خواهرم دارو بردم ،داخل خونه نرفتم توی کوچه خواهرم بافاصله اومد ازم گرفت نه دست دادم نه روبوسی خیلی وقتم بود همدیگه رو ندیده بودیم ،بچه هاش اومدن جلوم ،نتوستم بغلشون کنم یا ببوسمشون،خیلی حالم گرفته شد که این چه وضعیه گرفتارشدیم، بچه ها با چه شوق وذوقی صدام زدن اومدن جلو امامن بافاصله ایستادم و نزدیک نشدیم😢😢