دیگه دوست ندارم فعلا ازدواج کنم
خانوادم میگن دختر باید ازدواج کنه
۲۹ سالمه
پارسال سر یه پسر که عاشقش بودم یه سال اصرار کردم ببینینش
قبول نکردن
حالا گیر دادن میگن باید ازدواج کنی
میخوام برم خارج از دست همه راحت شم
میگن میری ۳سال دیگه برگردی
شده ۳۲سالت
موردا پریدن
برادرم که خیلی از من کوچکتر هست
میگه مامان بابا رو نباید عذاب بدی
باید ازدواج کنی تا اینا خیالشون راحت شه
من ناراحت میشم مامان بابا بخاطر تو ناراحتن
غصه میخورن
در ضمن مثلا یه خانواده مرفه هستیم
مامانم همش به دختر خاله هام نگاه میکنه
غصه منو میخوره
نمیبخشمشون که عشقم فقط ندیدن
عشقم قبلا یه عقد کوتاه ناموفق داشته