2777
2789
البته نگفته نماند، این دختر داییم اینا اصلا ریسک پذیر نیستند و تا حدی لوس هست شوهرش، و گرنه ما خودمون هم با همهٔ این مشکلات جنگیدیم، باید این توانایی رو تو خودت و خانواد‌ت ببینی‌ تا مهاجرت کنی‌، چون واقعا سخته
چون سر آمد دولت شب‌های وصل - بگذرد ایام هجران نیز هم
قربانت لیلون جان، نظر لطفته عزیزم، فقط دوست دارم اگه کاری از دستم بر میاد انجام بدم که دچار سر در گمی و سراب نشن، افرادی که دوست دارند بیان اینجا، از خوبیهاش همه midonand ، کمی‌ هم از badihash bayad گفت و khoobihayi که از دست میدی
چون سر آمد دولت شب‌های وصل - بگذرد ایام هجران نیز هم

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

من امروز داشتم فکر میکردم که اگه همسرم اونجا واسه تحصیل نمیرفت و یا فرصت مطالعاتی یا پیشناد خیلی خوب کاری...
عمرا این ریسک رو میکردم و از طریق مهاجرت اقدام میکردم اگه هم قبول میکردم اینطوری بود که شوهرم میرفت و وقتی تونست واسه من خونه زندگی فراهم کنه میرفتم

.
مرسی گللم
بهار جون نمیدونم از من چیزی فهمیدی تو تاپیک یا نه
اما بذار یه بار دیگه بهت بگم
ما الان تو پروسه سیکیوریتی چک ویزامون هستیم
107 روزه از ابوظبی اقدام کردیم و 65 روزه سیکیوریتی چک گیر کردیم. بچه ایی که مثل ما هستن و یا رفتن میگن که وزارت خارجه کانادا به بعضی رشته ها حساسه از جمله برق و مکانیک ... و اونایی که کارشناسی و ارشدشون این رشته ها باشه و دکترا هم همین رشته ها رو قبول بشن داخل کانادا و از طرفی مقاله ژورنال و کنفرانس داشته باشن حسابی پروندشونو از پایه بررسی میکنن
متاسفانه فکر کنم همسرم به این ترم نرسه
مشکل ما اینه نمیدونیم این قضییه رو چه جوری پیگیر بشیم دانشجوهای ایرانی رو خیلی دارن تو پروسه ویزا اذیت میکنن

اگه راهی میدونی بهم پیشنهاد کن
.
ضمنا ما قرار نیست ریجکت بشیم فقط نمیدونیم کی نتیجه سیکیوریتی چک معلوم میشه.
فاندداره همسرم بنک استیتمنت دهن پر کن
فیش حقوقی من و پدر شوهرم
سند خونه
این مرحله رو ما گذروندیم فقط الان مشکل رشته همسرم و مقاله هاشه
.
لیلیان جون ، کی گفته عقب تری ، اصلا کسی جلوتر عقب تر نیست ، هرکس تو حرفه خودش بهترینه

اگه من از خودم و شرایطم گفتم بخاطر این بود که آدم تو شرایط مختلف باید انعطاف پذیر باشه

بالاخره باید از یه جایی شروع کرد

من نمیگم تا بد توی کار پایین درجا بزنی اینجا یا اینکه پیشرفت نکنی

منظور اینه که هر چی تو ایران بودیم و هر تجربه و تلاشی که کردین برای این بوده که از اونها اینجا استفاده کنیم و بجای از صفر شروع کردن از یکم الای صفر شروع کنیم

اتفاقا من موافق مهاجرت به هر قیمتی نیستم

درست برعکس به نظرم مهاجرت برای هر عکسی مناسب نیست و هر کسی برای مهاجرت ساخته نشده

بسیار کار پیچیده و سختیه ولی آرمانها و دلایل آدمها با هم متفاوته من تو وبلاگم نوشتم برای چی مهاجرت کردم

من خطابم به اونهایی که فکر میکنن چون تو ایران کاره ایی بودند و یا شغل بالایی داشتن اینجا هم باید همون کار رو از اول شروع کنند

اینطور نیست باید از اول شروع کنند و خودشونو ثابت کنند

من خودم بخاطر دیدی که تو ایران در زمان کارم پیدا کردم باور کن رفتم اون دو روز سر کار تو رستوران کلی چیز راجع به بیزینس رستوران داری یاد گرفتم نه آشپزی ! :)

منظورم اینه که من سریع دخل و خرج یارو رو فهمیدم و اینکه چطوری میتونی یک بیزینس موفق و یا نا موفق داشته باشی

من تا سود و زیان یارو رو درآوردم چون دنبال اینم که بتونم فرصتها رو بشناسم و کار خودم رو اینجا راه بندازم نه اینکه کارمند باشم

آدمها با هم فرق میکنند من تو ایران خودم بازاریابی کردم که بد شدم مدیر یک تیم بزرگ ؛ همین جوری نپریدم مثل بعضی از مدیران ایرانی تو یه پست بالا !!

بخاطر همین میگم کار واسم عار نیست ، ترجیح میدم در حرکت باشم تا راکد بمونم :)))))))


سپیا ( سپیده ) واسه من یک نمونه موفقه الان ، میدونید چرا ؟! چون تمام تلاششو کرد و بالاخره رفت سر کار داوطلبانه تو رشته دلخواهش . و من مطمئنم که حتما اگه کارش خوب باشه استخدامش میکنند همونجا . چون داره تموم سعی شو می کنه :)))


زمانی که خاطره هایت از امیدهایت قوی تر شد، پیر شدنت شروع می شود.
به قول معروف آدم سو پور باشه ولی سو پور قابلی باشه !!


به نظر من تمام این بچه هایی که اینجان از خیلی های دیگه جلوترند !

میدونین چرا ؟ ! چون به درک این مطلب رسیدن که برای زندگی بهتر باید بیان بیرون از اونجا !!!

پس کلا از خیلی های دیگه جلوتریم !!

زمانی که خاطره هایت از امیدهایت قوی تر شد، پیر شدنت شروع می شود.
من عقیده ام اینه... کسی که میره و مهاجرت مینه...
واسه چی میره؟
میره که اوضاع زندگیش خوب بشه از زندگیش راضی بشه..
اما اگه تو مطمئن نیستی اونجا واست خوب نیست واسه چی میخوای بری.
.
من برام ایران جهنمه چرا؟شوهرم دیگه خسته شده بس که درس خونده و سخت گیری های بیخود و بی جهت ،نه با خود و با جهت بهش شده
و میگه انگیزه تحصیل ندارم تو ایران بمونم باید کار کنم
با حد اقل حقوق...
و دست به جیب پدر

لااقل میدونم من که میرم اونجا دانشگاه یه حقوق بخور نمیری بهش میده و همزمان درسشم میخونه درسشم تموم شد چون مدرک دانشگاهای اونجا رو داره احتمالا بتونه کار پیدا کنه
واسه ما ایران یعنی بدبختی.
.
لیلون جان برای شما فکر کنم کانادا خوب باشه چون میگی‌ شوهرت تا حالا درس خونده فوقش یه مدت اضافه تر میخونه به یک شغل عالی‌ می‌رسه اینجا تو اون مدت هم دستیار استاد می‌شه خرجتون در میاد، فقط زبانتون رو کامل کنید که اصلا معطل نشین برا زبان اینجا،

ولی‌ اصلا نگران رشته ش نباش من فیزیک هسته‌ای خوندم، امیرکبیر، با اینکه چند سال اینجا بودم کلی‌ پلیس چک طول کشید، حتا از سفارت کانادا در دمشق به خونمون و محل کارم زنگ زدند و سوال پیچم کردند، طوری که وکیلم تعجب کرده بود میگفت تا حالا سابقه نداشته، بعدشم برام سوریه مصاحبه حضوری گذاشتن، و همش سوالهای امنیتی کردند، بعد که دیدن خطری ندارم، همون‌جا چراغ سبز ویزا رو نشونم دادند، فقط اگر مصاحبه برات گذاشتند بهم بگو بهت راهنمایی‌ کنم
چون سر آمد دولت شب‌های وصل - بگذرد ایام هجران نیز هم
من هم فکر می‌کنم مهاجرت کار هر کسی‌ نیست آدم باید خیلی‌ صبر داشته باشه و مستقل باشه. سما جون مهدی هم میگه من همش تو زندگیم طوری بوده که برا همه چیز اینقدر بدو بدو کردم نشده بعد که بی‌خیال شدم یهو جور شد. در مورد کارش که واقعا همین بود. اگه تا تابستون کار پیدا نمیکرد برمیگشتیم ایران که یهو جور شد.

سارا جون بچه‌ها وقتی‌ میگن تو ونکوور یا تورنتو کار نیست منظور اینه که از بقیه کانادا کار کمتره. مگرنه ما خودمون رو آماده کرده بودیم بریم جاهای پرت که سر در آوردیم اینجا. بچه‌ها کلگری هم خیلی‌ جای خوبیه ها. هم مهدی که یک سال اونجا زندگی‌ کرده خیلی‌ تعریف میکنه. (مهدی میگه خیلی‌ مردمش از ونکوور با فرهنگ تر هستند) هم با دو تا از همکار‌های مهدی که یه مدت اونجا زندگی‌ میکردند بعد چون لی آف شدن اومدند اینجا صحبت میکردیم می‌گفتند اونجا رو خیلی‌ بیشتر از ونکوور دوست دارند. بعد چون اونجا حقوق‌ها بالاتره راحت تر میتونید زندگی‌ خوب برای خودتون و خانوادتون فراهم کنید. منظورم اینه که خودتون رو به تورنتو و ونکوور محدود نکنید. در کّل که به نظر من یه شهر رو به صورت موقت انتخاب کنید بعد تو کّل کانادا دنبال کار بگردید هرجا شد برین. ما که ۱۲ سال هم بود اینجا زندگی‌ میکردیم و با اینکه من تو تورنتو کار ثابت داشتم باز هم وقتی‌ مهدی دنبال کار اولش می‌گشت تو کّل کانادا گشتیم. بعد که سابقه کار پیدا کردید دیگه راحت تر میتونید جا به جا بشین اگه اونجایی که هستید رو دوست نداشتید. باز هم مثل ما که خوب اولش که اومدیم ونکوور با این دید اومدیم که میمونیم ولی‌ چون خوشمون نیومد واستادیم مهدی یک سال سابقه کارش تموم بشه و برگردیم تورنتو یا بریم کلگری
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792