2777
2789
نسیم جونم من هم قبول دارم که جاهای دیگه کار زیادتره ، بالاخره همه ما ها یک بار بیشتر نمیخوایم زندگی کنیم پس دوست داریم اونجایی باشیم که خیالمون آسوده تره و آرامش بیشتری داریم .

ایشالا همه بچه هایی که اینجا هستند اونجایی زندگی کنند که دوست دارند
زمانی که خاطره هایت از امیدهایت قوی تر شد، پیر شدنت شروع می شود.

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

سلام :
بچه ها من بطور مرتب پست هاتون رو میخونم . خصوصا : توی راه برگشت که دیگه یست ها اپدیت شده است !!! ولی بعد که اتوبوس میره زیر زمین تا سوار ساب وی بشم ، دیگه آنتن نداره موبایلم که براتون پست بگذارم . تازه از امسال 5 سنت گذاشتن روی کرایه ها که تا 5 سال دیگه ساب وی تورنتو مجهز به انتن موبایل بشه !!
نجمه جان خوش اومدی به جمع فروم بچه های کانادا .
بچه ها من همیشه گفتم و میگم که مهاجرت با این سایت یک وجه مشترک داره و اونم اینه که مثل بارداری و زایمان ، برای هر کس ، یک جوری پیش میره . حتی بچه اول با بچه دوم برای یک مادر شرایط متفاوتی ایجاد میکنه . دقیقا " مهاجرت تجربه شخصیه و البته به عینک هر کس هم بستگی داره . اگر بخواد آدم به دید انتقادی نگاه کنه ، اینجا هم جای انتقاد زیاد داره . یکبار دوستی این نکته رو به من یادآوری کرد و من از اون به بعد سعی کردم نگرشم رو عوض کنم . خیلی ها توی ایران دارن زندگی میکنن و از زندگی شون لذت میبرن . من نتونستم .دیدم اینجا هم دارم توی همون راه میفتم .
مهاجرت سخته . به کول گرفتن تمام داشته هاست . باید ببینی آیا اینجا میتونی به موقع بگذاریش زمین یا نه ؟هر چقدر پول بیشتری با خودت بیاری اینور ، توان بیشتری برای به دوش کشیدن این بار داری .
هرچی بیشتر داشته باشی ( از هر نظر که فکر کنید ؛ اعم از مالی ، سن و سال ، وضعیت کار ، تعداد افراد خانواده ، سن بچه ها و...)خوب اینجا فشار پشت کمرت بیشتره و سخت تر میتونی قد راست کنی.
به نیازمندیهای مهاجرت که دولت کانادا اعلام میکنه ، کاری ندارم . اینجا برای پزشک ، حدود 5 سال ، برای پرستار و معلم و ماما حدود 2 سال طول میکشه تا بتونن دوباره برگردن سرجاشون ، یعنی سرکار اصلی شون . برای مهندس ها باز شانس این هست که بتونن در زمان کمتری جذب بازار کار بشن .چون برای کار کردن اینجا لزوما " نباید امتحانات رو داده باشند . کما اینکه برای خیلی هاکمتر از شش ماه ؛ توی همین تورنتو طول کشیده ، برای خیلی ها هم تا سه سال نشده . یقینا " دانستن زبان در حد اعلا حداقل یک سال جلوتون میندازه . بچه نداشته باشید و دو نفر باشید 2 تا 3 سال جلو میفتید . داشتن سابقه کار بین المللی ؛ یا کار باشرکت های خارجی توی ایران ( مثلا " LG ) فرصت کاریابی رو بیشتر میکنه .مثلا " توی یکی از کلاس ها یک دختر خانم ایرانی رودیدم که 1.5 رفته بود مالزی کار کرده بود و بعد دوباره توی ایران توی دفتر همون شرکت کار کرده بود که سابقه کار خارج از ایران هم داشته باشه وقتی میاد اینجا . من اصلا " این موضوع رو نمیدونستم و البته اگر هم میدونستم کاری از دستم بر نمیومد .
مهم اینه اینقدر نقدینگی داشته باشید که اینجا بتونید دوام بیارید تا بتونید برگردید سر جاتون .
من مرتب دارم به خودم یاد آوری میکنم که برای چی اومدم . دلم برای خیلی چیزها تنگ شده ولی من 8 سال منتظر بودم بیام اینجا .
محل کارم عالیییییه !!!!گهگاهی میگم ای کاش استخدام بودم و دیگه یک نفس راحت میکشیدم ... دو نفر قبل از من بصورت co-op اونجا هستن و دو ماهی هست که اونجان . با ورود من و البته مسول واحد که خوشبختانه یا بدبختانه ، درست روز اول کار من ، بعد از 4 ماه استعلاجی برگشت سرکار . خیلی دپرس شدن که ممکنه استخدامشون نکنن . خصوصا " وقتی فهمیدن من دقیقا " توی یک همچین جایی کار میکردم ...یکی شون هموطنه و متاسفانه از شدت ناراحتی نتونست خودش رو نگهداره و همون روز دوم رفته بود به منابع انسانی گفته بود فلانی که برگشته سر کارش ، فلانی رو هم که اوردید ، پس تکلیف ما چیه ؟!!! راستش اصلا " نمیدونم توی این فضا باید بری بهشون بگی که استخدامت کنن یا صبر کنی ببینی چی میگن . ولی اومد به من گفت که رفتم اینجوری گفتم . البته خودش سه ساله اینجا است و
پارت تایم هم داره کار میکنه و بیمه و مزایا هم داره ولی خوب یقینا " دوست داره برگرده سر کار اصلی اش . برای من توی اون فضا همه چی آشنا است . نوی سالن تولید که میرم بوی سالن تولید کارخونه خودمون میاد ...حتی صدای بوق دنده عقب لیفتراکش هم مثل کارخونه ای است که توش کار میکردم ...حتی بعضی اسامی مواد اولیه شون رو میبینم لبخند میزنم ، چون شرکت ها و حتی کد مواد رو هم میشناسم . خوب سالها با خودروسازی کار کردم و دیروز که ریسم دید دارم لیست محصولاتشون رو میخونم که ببینم هر کدوم از کدها یعنی محصولشون از چه ماده ای تشکیل شده ، به همکارش گفت که بیاد و وب سایت شرکت رو برام باز کنه تا رویه های سازمان و دستورالعمل هاش رو بخونم . این بنده خدا ، هموطن عزیز ، نتونست جلوی خودش رو بگیره و آخرش پرسید اینها چیه میخونی ؟ براش توضیح دادم که چیه ، آه کشید و گفت به ما این چیزها رو ندادن بخونیم .
حالا هر چی بهش میگم بابا شما هر دوتون ایمیل شرکت رو دارید ، بهتون رمز ورود به کامپیوتر رو دادن ، سه ماه هست دارن آموزشتون میدن ، یقینا " شما ها برای استخدام در اولویت هستید ، باز برای من نت منفی میزنه که اینها گدا هستن و به من گفتن اگر هم قرارداد ببندیم ، یک سال اول مزایا نمیدیم ؟!!!! ... ...خلاصه نمیدونم چی پیش میاد . فقط دارم سعی میکنم enjoy کنم و یک سری اطلاعات کانادایی توی رشته خودم بدست بیارم .ولی خداییش خیلی صبور هستن و با حوصله تمام دانش و تجربه شون رو منتقل میکنن .
تا حالا که خوشم اومده و باید ببینم آیا اونها هم خوششون میاد یانه .
توی شرکت خودمون با بچه های انبار و برنامه ریزی زیاد کار داشتم ، بچه های انبار چون میدوونستن حضور من در انبار یعنی درخواست نمونه ، تا من رو میدیدن ، به سر میدویدن و میومدن جلو که اگر میتونن کمک کنن .دیروز که داشتم میرفتم سمت انبار ، یاد بچه های شرکت خودمون افتادم و نا خود آگاه وسط سالن گریه ام گرفت . نمیدونین حضور توی شرایطی که هم بو و هم صدا عین جایی هست که بالای 10 سال زندگی ام رو توش گذروندم چقدر دلتنگ کننده است .
الان که دارم مینویسم باز هم گریه ام میگیره . امروز هم با نهایت احترام مدیر منابع انسانی هزینه ایاب و ذهابمون رو توی یک پاکت مرتب اورد و بهمون داد .
بچه ها دعا کنید هرچی صلاحم باشه برام پیش میاد ...اینجا تازه دو سال ISO TS گرفته و شرکت ما 7 سال پیش اینکار رو کرده بود . اینقدر توی سیستمشون کارهای مستند سازی زیاد و به وفور انجام میشه که نگو ...ولی همه اش برام آشنا است چون توی شرکت ما هم در گیر همین وضعیت بود و به مرور بهتر شد . نمیدونم فرصتش رو بهم میدن یانه ؟
اینجا سر کار هرروز لباس هاشون عوض میشه . البته کلا " اسپرت میپوشن ولی هیچ دوروزی مثل هم نمیپوشن .
از اول هفته تا اخر هفته هم یک جلسه 45 دقیقه ای داشتن و به جز صدای گپ زدن و خنده که گاهی بلند میشه ، اصلا " جر و بحث ندیدم .کارشون رو میکنن ، با ارامش و احترام . البته شاید زود باشه برای قضاوت ولی برداشت من توی این یک هفته این بوده ...

بچه ها خیلی خوبه که در مور کانادا و اساسا قضییه مهاجرت میحرفیم
آورین آورین...

بهار جان عزیزم نمیدونم تا چه حد میدونی متاسفانه یا خوشبختانه ویزای دانشجویی مصاحبه نداره
و خودشون میگن اگه مدارکت تکمیل باشه و دلیلای محکمی واسه برگشت به ایران داشته باشی بین 4 تا 6 هفته پروسس میشه
الان ما نزدیک 16 هفته ست منتظریم!
و فقط گیرمون بکگراند چک هست
عزیزم شما اگه الان اپلای میکردی یا ریجکت میشدی یا بالای 1 سال توبکراند چک گیر کرده بودی!!پس برو خدا رو شکر کن با یه همچین فیلدی تونستی بری که این اتفاق الان غیر قابل پذیرشه واسشون
شوهر من و دوستش هر دو دانشگاه شریف خوندن. و تو پروژه ماهواره شریف هم کار کردن. اون دوستش از آپریل 2012 منتظر ویزاست!!!
فول فاند!!! 32000$
و دلیل های محکم واسه بازگشت...

الان ایرانی ها رو خیلی اذیت میکنن و توی اپلای ابرود بچه هایی که تو ویزا گیر کردن توصیه شون به اونایی که میخوان تازه اپلای کنن اینه که کانادا رو بذارید 50%بشه
اگه میخوایید 100% برید، امریکا رو حتما بعنوان پلن تون انتخاب کنید و کاناادا رو اگه خو ش شانس باشید!
.
عزیزم سپیا جون همش تقصیر گلوبال وارمینگه...
ههههههههههه

انقلاب صنعتی ببین با آب و هوا چه کرده!!
اگه دنیا انقد صنعتی نشده بود الان شما اینجری بودی تو تورنتو

عزیزم آرزو میکنم همیشه از کارات و زندگیت لذت ببری... خدا رو شکر رضایت شغلی داری... من همیشه میگم زندگی آدم 3 بخشه
یک بخشش خوابه
یک بخشش خانواده و تفریح هست و یک بخشش کار هست(البته برای شاغلین)
و معتقدم کسی که کار میکنه و 1 از 3 زمانو به کار کردن میگذرونه پس حتما باید رضایت شغلی داشته باشه.
.
درست میگی‌ سارا جون. ولی‌ خوب اکثر کسایی که از ایران میان شناخت درستی‌ ندران. من خودم تو کانادا هم زندگی‌ می‌کردم فکر می‌کردم ونکوور ورژن خوشگل و خوش آب و هوای تورنتو هستش خوب شاید به خاطر همین طرز تفکر غلطم بود که خیلی‌ خورد تو ذوقم. اکثرا تو ایران برای ما از ونکوور و تورنتو و مونترال حرف میزنند یه جوری که انگار بقیه کانادا قطبه و همش یخ. مهدی برای یه مصاحبه رفته بود ساسکچوان میگفت ساسکاتون که مرکزشه خیلی‌ قشنگ و مدرنه فقط خوب کوچیکه. یا همه فکر میکنند تورنتو همش سرده ولی‌ تورنتو ۵ ماه گرمای ۲۵ تا ۴۰ درجه ولی‌ ونکوور فقط یه ماه گرم میشه. تا اونجایی که من شنیدم کلگری هم سه ماه خیلی‌ گرم داره

سپیده چقدر خوب که کارت رو دوست داری. این دوست هموطنمون فکر کنم با همین کارهاش زیر آب خودش رو میزنه. ولی‌ من مطمئنم که تو رو حتما میگیرن.

لیلیان جون ما مهاجرتی اومدیم بابام ۱۵ ۱۶ سال پیش اقدام کرد. راستش یه همکار داره که اون‌ها قبل از ما اقدام کرده بودند هی‌ به بابام اصرار میکنه بیا اقدام کن بابام هم میگفته نه بابا من کار و زندگیم اینجاست کجا بریم و از این حرف‌ها میگه بابا نمیخواد بری این مهاجرت رو بگیر سه سال بعدش هم تقاضا سیتیزنشیپی کن می‌مونه برا بچه‌ها اگه یه وقت خواستند (اون موقع عین الان سخت نمی‌گرفتند) خلاصه بابا هم گوش میده و اقدام میکنه. اون موقع که کارمون درست شد من اول دبیرستان بودم یه دو ماه اومدیم اینجا لند شدیم یه سری کارهای اداری رو هم کردیم و برگشتیم ایران بعد وقتی‌ من تصمیم گرفتم موسیقی‌ بخونم گفت موسیقی‌ کلاسیک جاش ایران نیست و من رو فرستاد اینجا مامانم و نیوشا هم یه سال با من موندند تو همون یه سال هم تقاضا سیتیزنشیپی کردیم و گرفتیم اون‌ها برگشتند ایران. ولی‌ مهدی شوهرم دانشجویی اومده. راستش من نمیدونم سارا منظورش از اینکه از امکانات اجتمایی‌ برخوردار نیستند دقیقا چیه. چون دانشگاه بیمشون میکنه تو خود دانشگاه هم اجازه کار دارند. خوب خارج از دانشگاه نمیشه. بعد از اینکه درس هم تموم میشه یه چند ماه وقت دارید که کار بگیرید و بعد هم تقاضا مهاجرت میشه کرد. مهدی که همون موقع که دانشجو بود تقاضا مهاجرت کرد. در ضمن اون سالهایی که قبل از مهاجرت اینجا بودید هم نصفش تا یک سال حساب میشه برا همین به جای سه سال بعد از دو سال که از مهاجرت بگذره میتونند تقاضا سیتیزنشیپی بکنند. من خیلی‌ از دوست‌های دانشگام دانشجویی اینجا بودند و همشون هم تونستند مهاجرت بگیرند و بمونند. خداییش تا حالا هیچ موردی رو نشنیدم که بعد از اینکه درسش تموم بشه برگرده ایران. البته این در مورد دانشجویان دوره فوق و دکترا صدق میکنه‌ها نه لیسانس. بعدا نگین نگفتی.
راستی‌ لیلیان جون مرسی‌ بابت سایت دانلود رزتا استون. من یه یه سال و نیمی تو تورنتو فرانسه خوندم ولی‌ یه سالی‌ بود که دست نزده بودم بهش. دانلود کردم دارم باهاش کار می‌کنم کلی‌ چیزهای گذشته یادم رفته بود داره یادآوری می‌شه. راستش برا کار من خیلی‌ خوبه فرانسه بلد باشم. ارشان رو هم می‌خوام بعدا بذارم مدرسه فرانسه زبان نمی‌خوام بهم بگه مامان تو نمی‌فهمی البته احتمالا بعدا بزرگتر بشه میگه‌ها ولی‌ خوب تو دبستان خیلی‌ زوده


هموطن گرامی آیا می دانید با استفاده از خدمات افراد بدون لایسنس (مستقیماً و یا غیر مستقیم) در امر تهیه پرونده مهاجرتی خود، هم شما و هم فرد مزبور از نظر قانون کانادا مرتکب جرم شده اید؟

جریمه شما: ابطال در خواست اقامت کانادا و ممانعت از ورود شما به کشور کانادا به مدت ۲ سال

جریمه فرد بدون لایسنس: از ۲٠٠٠٠ دلار تا ۱٠٠٠٠٠ دلار جریمه نقدی و یا زندان برای ۶ ماه تا ۲ سال و یا اعمال هر دو جریمه با هم. لذا قبل از هرگونه تصمیم گیری از مجوز رسمی نماینده خود اطمینان حاصل نمایید.

طبق اعلام اداره مهاجرت و شهروندی کانادا قانوناً فقط افراد ذیل در قبال دریافت وجه حق مشاوره و ارائه خدمات مهاجرتی را دارند:

اعضای رسمی شورای قانونگذاری مشاورین مهاجرت کانادا Immigration Consultants of Canada Regulatory Council (ICCRC)

وکلای دارای مجوز از کانون وکلای کانادا Law Society of Upper Canada

وکلای دارای مجوز از کانون وکلای کبک Chambre des notaires du Qu�bec


برای بررسی صلاحیت مشاور مهاجرت مورد نظر خود و اطلاعات بیشتر به سایت رسمی ICCRC مراجعه کنید:

http://www.iccrc-crcic.ca/public/membershiplistFull.cfm

مراقب باشید که در دام سودجویانی که ادعا می کنند با دریافت وجهی اندک میتوانند شما را دراخذ اقامت کانادا یاری کنند نیفتید.

منبع: ICAIC
سلام به همه
سپیده جون امیدوارم همه چی خوب پیش بره و بتونی همونجا استخدام بشی به هر حال این خیلی مزیته که الان داری جایی کار میکنی که دقیقا باهاش آشنایی داری.
من راستش خیلی وقتها دلم میخواد یک چیزهایی بنویسم اما فکر میکنم ممکنه حمل بر این باشه که دارم از سر سیری حرف میزنم. اما فقط دلم میخواد بگم اینجا خیلی مهمه که راه رو از اول آدم درست انتخاب کنه چون وقتی زمان بگذره خیلی تغییر جهت مشکله. من قبول دارم که برای بدو ورود اگر کسی با پول کم بیاد خوب بد نیست که کار غیرمرتبط هم انجام بده اما به نظر من بعد از مدتی باید حتما وارد کار مرتبط شد حتی مجانی و والنتیر مثل کاری که داره الان سپیده میکنه.
براتون مثالی میزنم من کسی رو میشناسم که تا 4 سال نتونست کار مرتبطش رو پیدا کنه ایشون مهندس هم بود و رفت سراغ نصب اچ وک و .. بعد مدتی یک آشنایی پیدا کرد که میتونست براش کار تو شرکت مهندسی پیدا کنه که ما اون آشنا رو میشناسیم اون تعریف میکرد که من ماهها برای این آدم تلاش کردم و چند جا برای مصاحبه فرستادمش ولی همه شرکتها میگفتن کسی که 4 سال رفته صندوقدار و نصاب شده دیگه از نظر ما مهندس نیست همون صندوقداره و استخدامش نمیکردن. تا اینکه بالاخره این دوست ما اینقدر براش تلاض کرد تا تونست براش کار مناسب پیدا کنه. یعنی میخوام بگم وقفه در کار مرتبط اصلا اینجا چیز خوبی حساب نمیشه.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792