کاترین جون هدف مهاجرت برای هرکسی فرق میکنه و شاید هدفی که شما داری و خیلی هم واست مهمه اصلا برای شخص دیگه مهم نباشه-مثلا همونطور که سماجون گفتن برخی مسایل هست که ممکنه اعصاب شما رو بهم بریزه و اصلا زندگیتون رو مختل کنه و موندن توی این شرایط واستون سخت بشه ولی برای منی که توی یک شهرکوچیک و اروم زندگی میکنم اصلا پیش نیاد مثل همین گرفتن خانمهای مانتو کوتاه توسط گشت ارشاد-اینجا موندن برای کسی مثل همسر من که اصلا بلد نیست دروغ بگه خوب نیست حتی اگر دروغ مصلحتی باشه-برای کسی که شغلش ازاده و خودش شرکت یا کارخونه داره و وجدان داره و حلال حروم میکنه خوب نیست چون نمیتونه مثلا شیر و با اب قاطی کنه به اسم 100در100 شیربده دست مردم-نمیتونه طلای ناخالص بده بجای طلای اصل-نمیتونه به اون کارگرش که از صبح تاشب زیر افتاب جون میکنه فقط 180000تومان حقوق بده و...خود من هنوز به جواب چرا مهاجرت؟؟؟نرسیدم وفعلا بخاطر همسرم که مصممه قبول کردم چون چهارسال دیگه اگر شرایط بدتر بشه و عرصه زندگی برمردم سخت بشه نمیدونم جواب همسر و دخترمو چی بدم-
مرسی سما جون و ماریا جون ، بتونم بیشتر هم سر میزنم ..
آره من اشتباهی اسم سحر را گفتم ! از بس حواس ندارم ببخشید .
نسیم جان مامان شما از ترکیه برای ویزا اقدام کردن ؟ یا تا وقتی سفارت ایران بود ؟ من میخوام کارهای مامانم را انجام بدم ، منتظرم ببینم کسی از طریق ترکیه اقدام کردن ، مراحلش چه طوریه ؟ ممنون
پلنگ صورتی جان ، واقعا روزهای سختیه ، درکت میکنم ، تازه شما که با هم دارین مییایین ، من تنها بودم ، همسرم کانادا بود ، همه کارها روی دوش خودم بود ، یادمه که سه روز آخر اینقدر کم خوابیدم و چیزی نخوردم که توی فرودگاه از استرس ضعف کردم ، وقتی وارد سالن پرواز شدم ، نفهمیدم چطوری افتادم روی صندلی ، یک آب میوه توی کیفم بود به سختی در آوردم خوردم ، صدای ویز ویز توی گوشم می اومد ، لبهام گز گز میشد ، خیلی حال بدی داشتم ! شاید اگر اون آب میوه نبود من همونجا می افتادم و از پرواز جا می موندم !
سعی کنید این روزها به خودتون فشار نیارید و ناراحتی را از خودتون دور کنید ، بیشتر با فامیل و اطرافیان دیدار کنید ، انشالا همه چیز به خوبی پیش میره
¥ Doing what you like is freedom , Loving what you do is happiness ¥
و حالا هم که قبول کردم میدونم که راه خیلی خیلی سختی پیش رو دارم چون سالهای اول برای کسی که با شوق و اشتیاق میره خیلی سخته وای برمن که تازه دارم با دودلی میرم-ولی باخودم عهدکردم که هیچوقت نق نزنم و شکایت نکنم چون بالاخره خودم هم قبول کردم و امیدوارم خدا بهم صبر وتحمل بالا بده
به نظر من بسته به سطح توقعات ، ارزشها و نیاز آدمها در زندگی دلایل مهاجرت و صبوری و پایداری در برابر مشکلات اون فرق میکنه .
من خودم به شخصه قصد مهاجرت نداشتم ، همسرم 4 سال زودتر از من دانشجو یو بی سی بود ، بعد که ایران ازدواج کردیم ، چون کار خوبی ایران داشتم ازش خواستم بمونه ، اونم که کانادا را بیشتر دوست داشت ، گفت بریم سه سال اگر دوست نداشتی برمیگیردیم ، الان هم خیلی دلم میخواد ایران برگردم ، اما اینجا را هم خیلی دوست دارم و نمیتونم ازش دل بکنم ، شاید در آینده دور ، تو دوران بازنشتگی برگردم اما فعلا اینجا را برای زندگی مناسب تر میبینم .
¥ Doing what you like is freedom , Loving what you do is happiness ¥
پلنگ صورتی چرا با دودلی ؟ سعی کن دلت را محکم کنی و عزمتو جزم رفتن ! نگران نباش ، جای خوبی داری میایی و تجربه های خوبی در انتظارته ، شاید نتیجه خوبی را که انتظار داشته باشی به زودی نگیری ، اما هر روز زندگی اینجا برات یک تجربه جدید و مفید میشه که حتی اگر روزی هم ایران برگردی به دردت میخوره .
¥ Doing what you like is freedom , Loving what you do is happiness ¥
من دوباره بعد مدتها اومدم. این چند وقته خییییییییییییییییییلی سرم شلوغ بوده و البته هنوزم هست.
سما جان مطالبت رو تا حدودی خوندم من هم ثمل شما حالم بد میشه از بی فرهنگی ، حق خوری ، بی قانونی و شهر هرت و ..... ولی هر چه بیشتر حساس باشیم بیشتر بهمون سخت میگذره. مجبوریم کمی بی خیال بشیم تا لااقل کمی راحت تر زندگی کنیم.
من هم از خدا کمی آرامش میخوام. کمی مهربونی بین آدمها ،و....
من پسرم حدودا 11 ماهشه. قانونا باید روزی دو ساعت تا دو سالگیش زودتر برم خونه. یعنی به جای 4 باید 2 برم. اولا همیشه 2.30 یا 3 میرم چون کار داریم. بعد هم همش همه بهم چپ چپ نگاه میکننو میگن خوش به حالت 2 میری مارو چی میگی که تا 6 یا 7 هستیم. هی میگم بابا من هم شرایطم این نبدو تا قبل این شده بود تا 8 شب هم بودم حالا شرایطم فرق داره چون فقط من نیستم. ولی کو گوش شنوا انگاردارم از حق اونا میخورم. به خدا این اواخر که کار داشتیم تا 4 هم بودم. ولی نمیگن شما تا 6 هستین اضافه کار هم میگیرین ولی من تا 4 باشم هیچ چیزی بهم اضافه نمیدن که !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بگذریم. سرتون رو درد نیارم. فقط خواستم بگم همه یک درد مشترک داریم. من هم به خاطر آینده پسرم ، آرامش و امنیت و احترام دارم میرم. از این وضع بد دیگه خسته شدم. و در آخر هم میخوام برم آرزوهایی که اینجا داشتم و نشد که برآورده بشه اونجا شاید بهش برسم. آرزوی خیلی بزرگی نیست ولی اینجا ظاهرا عملی نیست. راستش فکر میکردم وقتی دو نفر تحصیلکرده با هم کار میکنند خیلی راحت میتونن خونه بخرن ولی عملا اینطوری نیست. بدون پشتوانه هیچی نمیشه خرید. من و همسرم روی هم دو تایی 17 ساله کار میکنیم هنوز نمیتویم یک خونه بخریم !!!!!! شاید اونجا بتونیم خونه ای به اسم خودمون داشته باشیم. که میدونم دوستام خونه دار شدن. البته فکر نکنید این هدف رفتنه نه بخشی از کاری که میخوام اونجا انجام بدم.
راستی کسی از شیوا خبر نداره ؟ امتحان تف داد چی شد نتیجه اش ؟
از مصاحبه ها و .... چی ؟ خبر جدید چی دارید ؟
میدونم پروسه اش طولانی تر شده و میگن تا رفتن نهایی حدود 5 سالی میشه. مشکلی نیست اولا اگه خدا بخواد و قبول بشیم تو مصاحبه و دوم فقط برای پسرم نگرانم چون تا اون موقع 5 سالشه و قطعا فارسی هم خوب حرف میزنه. دوست دارم که بدونه ولی میترسم براش خیلی سخت بشه. البته ما از الان هم داریم باهاش کلمات فرانسه و گاهی جمله های ساده رو حرف میزنیم. وشنیدم که میگن بهترین سن برای بچه برای مهاجرت تا قبل از 5 سالگی و یا بعد از 20 سالگیه اگه اشتباه نکنم. (منظورم 20 سالگیه )
خب دوستان ببخشید که زیاد حرف زدم. امیدوارم همگی موفق باشید.
من خوشبختم برای داشتن دو چشم بینا، دو گوش شنوا، دو دست و دو پای توانا ، زبانی گویا، بدنی سالم و همسر و فرزند و خانواده ای خوب و سلامت و شاد.
پروردگارم ، برای همه داده ها و نداده هایت سپاسگزارم...
salam dostan khosh halam az inke ke gharare ba dostaye khobi mesle shoma ashna sham
sama joon ma kamtar az 1 sale ke eghdam kardim o medicalemon omade o karash ro anjam dadaim az in babat goftam 1 sal dige chon vaghti medical miyad ta 1 sala forsat darim ke varede canada shim ....momkene visamon az 40 ooz ta hafteye akhare oon 1 sal tool bekeshe ke biyad.....shayadam kheili bad shans bashim o aslan nayad o medicalemon ham bepare :D
nasim joonam ishalla ke har chii dost darin hamon beshe ....age toronto bashin ke che behtar :D
sara joon mamnon az mohabateton.....rasti manam ye pesar 22 mahe daram ke esmesh kian o omidvaram ke age ghesmat shod o hamdigaro to toronto didim 2 ta kianamom dostaye khobi vase ham beshan
میتونم بپرسم از چه روشی اقدام کرده بودید ؟ همین کبک بودید یا فدرال ؟
چون پروستون خدارو شکر کوتاه بوده. ممنون.
من خوشبختم برای داشتن دو چشم بینا، دو گوش شنوا، دو دست و دو پای توانا ، زبانی گویا، بدنی سالم و همسر و فرزند و خانواده ای خوب و سلامت و شاد.
پروردگارم ، برای همه داده ها و نداده هایت سپاسگزارم...
چرا عزیزم ولی ما برای کبک هستیم. 5 ماهه دیگه میشه یکسال و ما منتظر اعلام زمان مصاحبه هستیم.
چقدر زود به جواب رسیدین . خوبه. به ما گفتن فدرال طول میکشه واسه همین از کبک اقدام کردیم که مثلا سریعار باشه ولی اون هم طولانی شده الان.
میتونم بپرسم رشتتون چی بوده ؟
من خوشبختم برای داشتن دو چشم بینا، دو گوش شنوا، دو دست و دو پای توانا ، زبانی گویا، بدنی سالم و همسر و فرزند و خانواده ای خوب و سلامت و شاد.
پروردگارم ، برای همه داده ها و نداده هایت سپاسگزارم...