دوسم داشت؟یا براش هدف بودم ؟
۹ ماه بعد عقدمون همه چی بهم خورد ،من زنش بودم ولی نتونست بین من و مادرش تعادل درست کنه ونگهم داره...
رفت که رفت ....😭داغون شدم ،بخاطرش خیلی جنگیده بودم خیلیییییییییی...وقتی رفت حس کردم مردم ،حس کردم نمیتونم بلند شم دیگه ...
دادگاهارو با پارتی بازی جلو عقب میکنه ،میاد نمیاد ...
طلاقم نمیده هیچ ،۱ سال و نیمم هست خودش و خانوادش حتی نگفتن مردی ؟زنده ایی؟اصلا مگه عروس ما بودی؟؟؟
اون مرد به ظاهر عاشق اصلا یادش نمیاد زنی داشته ...
الان ۲۳ سالمه ولی درد دارم ،اروم نشدم حتی پیش روانشناسم رفتم ...
کم کم موهام هی داره سفید میشه ...دونه دونه ...
یکسال و نیمه یه شب راحت نخوابیدم هرشب کابوس و درد ...😭
چرا سهم همه ما از زندگی یکی نیست؟؟؟؟چرا ؟؟
من ازش هیچییی نخواستم، نه پول نه ماشین هیچیییی فقط عشق خواستم ...
چرا نشد؟خدا منو میبینه. ؟؟؟صدامو میشنوه ؟؟
چرا انقدر درد میکشم سختی میکشم؟هسچییی از زندگیم نفهمیدم 😔😔😔😭خسته شدم ...
نه میمیرم نه میتونم ادامه بدم ...
ببخشید باید مینوشتم باید ...همه حرفام نیست ولی جاییو نداشتم گفتم اینجا بنویسم😔😔