از بچگی هیچیم درست درمون نبود ...توی خانواده یه چیزی کم بود ...پول بود ،پدر بود ،مادر بود خونه ماشین بود ولی محبت و عشق نبود ...
از بچگی وسط کش مکش قهر و اشتی و دعوا بزرگ شدم ...
تنها آرزوم این بود خودم توی زندگیم عشقو تجربه کنم ...
وقتی عاشقم شد من همش ۱۸ سالم بود ....تا ۲۰ سالم بشه تلاش کرد قانعم کنه که دوسم داره ...
وقتی عقد کردیم من اخرای ۲۰ بودم و وقتی ۲۱ شدم سه روز بود که عقد کردیم...