پسرم تقریبا 2 سالشه و پرستارش از همون بدو تولد ازش مراقبت میکنه. چون من مادرم همراهم نبود و تجربه بچه داری نداشتم و حالا خيلی چیزای دیگه...
حدود یک هفتست که پرستارش استعفا داده چون بیچاره شوهرش تصادف کرد و وضعیتش خوب نبود اصلا. و خب پسرم که خيلی اذیت میکنه به معنای واقعی کلمه. همش بی قراره، گریه میکنه، غذا نمیخوره. منم وضعیت روانیم خوب نیست اصلا و خب خیلی صبورانه نمیتونم باهاش مدارا کنم... یکبار هم سرش داد زدم که خودم مثل... پشیمون شدم و عذاب وجدان گرفتم. قبلا وقتی پرستارش بود خيلی با من هم خوش اخلاق بود بچم ولی الان حس میکنم ازم متنفره. چیکار کنم واقعا خانما؟ از کلافگی میخوام بمیرم.