من قبل از ازدواج شاغل بودم،ازدواج کردم اومدم یه شهر دیگه.اینجا کارو کاسبی واسه من نیست.الان ۷ ساله ازدواج کردم.همه دوستام استخدام شدن شاغلن.یه خواهر شوهر دارم از من کوچیکتره و مجرده و استخدامه.همه چی داره.خونه ماشین.هر ماه یه مانتو میخره. وقت داره یه عالمه به خودش میرسه.تازه مادر شوهرم همیشه تحویلش میگیره.من بهش حسودی میکنم.نه اینکه دوست نداشته باشم داشته باشه.نه.دوست دارم.اما میگم کاش منم داشتم.چه حس بدی دارم....