من قبل از ازدواج شاغل بودم،ازدواج کردم اومدم یه شهر دیگه.اینجا کارو کاسبی واسه من نیست.الان ۷ ساله ازدواج کردم.همه دوستام استخدام شدن شاغلن.یه خواهر شوهر دارم از من کوچیکتره و مجرده و استخدامه.همه چی داره.خونه ماشین.هر ماه یه مانتو میخره. وقت داره یه عالمه به خودش میرسه.تازه مادر شوهرم همیشه تحویلش میگیره.من بهش حسودی میکنم.نه اینکه دوست نداشته باشم داشته باشه.نه.دوست دارم.اما میگم کاش منم داشتم.چه حس بدی دارم....
این شهر که اومدم یه بار استخدامی دادم اما واسه یکی از شهرهای کوچیک میخاستن که دیگه از من دور بود.بعدش باردار شدم و چون کسی نیست که بچه ام نگه داره دلم نیومد بذارم مهد.فعلا هم که دیگه سن ام از استخدامی گذشته اما خیلی دوست دارم یه کار کوچیک توی خونه انجام بدم که حس مفید بودن داشته باشم.
پس اسمشو نذار حسادت. تو فقط دوست داری که تو هم میداشتی. عزیزم آدم وقتی متاهل میشه مجبوره که خیلی از تمایلاتشو بی خیال شه. تو الان مجرد نیستی پس خودتو با خواهرشوهرت مقایسه نکن. جسارت نباشه ولی همیشه سعی کن به داشته هات قانع باشیو شکرشو بجا بیاری. بابت چیزهایی که نداری هم خیلی وقتا خدارو شکر کن. عزیزم شاید خدا خیلی چیزها و سورپرایز های بهتری واست در نظر داره. بیخیال فقط فکرت پیش خودت باشه
خدایا کمکم کن تا باحرفهام دلی رو نشکنم و عشقی رو به نفرت تبدیل نکنم
پس اسمشو نذار حسادت. تو فقط دوست داری که تو هم میداشتی. عزیزم آدم وقتی متاهل میشه مجبوره که خیلی از ...
میدونی اینطوری با خودم میگم که اگه ازدواج نمی کردم الان شهر خودم بودم کنار خونواده ام.شاغل بودم.یه حس ارزشمندی داشتم.الان دوستام هم شاغلن،همه بچه دارن هم تفریحاتشون دارن.مثل دوره مادرشون.الان اگه خواهر شوهرم ازدواج کنه،شغلش داره،مامانش هم بچه رو واسش نگه میداره.اب از آب تکون نمیخوره.
این شهر که اومدم یه بار استخدامی دادم اما واسه یکی از شهرهای کوچیک میخاستن که دیگه از من دور بود.بعد ...
حالا حتما ک نباید استخدامی باشی جاهای دیگم میشه کار کرد کسایی ک شاغلن یکی از فرقاشون با شما اینه ک دلشون میاد بچشونو بزارن مهد ب هر حال ی کمم تو ی سری چیزا باید کوتاه اومد