بیاید یکم درد و دل کنیم خانما .من اخرین عروس هستم و برخلاف خانواده شوهرم که محجبه هستن بی حجابم 😍مادر شوهرم همش جلو من تعریف اون یکی جاریم میکنه البته اونم مدتیه بی حجاب شده اصلانم بخاطر تیپ من نبود مدیونید فک کنید یه دختر چاری یهو الان مثل من شده .مادر شوهرم همسایه منه ولی اصلا نمیاد خونم بلند میشه میره خونه اون من نمیدونم چرا زورم میاد .بعد به من میگ بچه نیار.ولی جلو من میگ اون ده تا باید بیاره بنظرتون چکار کنم اینا بپوکن الان بیشتر بخاطر این ک بخودم میرسم زورشون میاد و حسادت میکنند .
من روی ی سری مسائل خیلی حساسم مثلا که اون یکی جاری هارو خیلی تحویل میگیره .الان روابط جاریهام شکراب شده زمانی که اشتی بودند تمام وقت دوتارو دور هم جمع میکرد و به من نمیگفت .بعدم میگفت تو سختته بنظرم یا این ک بچه کوچیک داری نیا .درصورتی که اونا بچه کوچیک داشتن در کل لعنت بهش خیلی زن عوضی و سنگ دلیه .هنش دلمو میشکونه
همین ک درگیرتن و بهت حسادت میکنن بسشونه بهترررر ک خونت نمیاد شمام خودتو ازشون دور کن با ارامش زندگیت ...
مادر شوهرم دستور میده همش .بزور میخاست برام دستگاه ده ساله بزاره .ولی ب جاریم تند تند میگ تو بیار .شوهرم با پدرش یکجا کار میکنند یعنی توی شرکت باباشه داداشاشم هستن حتی به برادر شوهرم ک خیلی خود شیرینه خودشو زنش بیشتر میدن
مادر شوهرم دستور میده همش .بزور میخاست برام دستگاه ده ساله بزاره .ولی ب جاریم تند تند میگ تو بیار .ش ...
شما توجه نکن اینها حاشیه هستن و بعدها ک خودت بچه دار شی میفهمی دخالتی تو زندگیت ندارن.من الان هفته هفنم بارداریمه با اینکه با مادرشوهرم تو ی خانه ایم نگفتم بهشون.دلیلی نداره اونا روابط خصوصی شمارو بدونن
اتفاقا مادرشوهرمنم شوهرمو تنها میدید میگفت بچه زیادنکنی یکی داشتم ولی به جاریم میگفت بازم بیار میگفتم پس چرابه اون میگی بیاربه من میگی نیار میگفت اون پسرم بی زبونه پشت نداره