2777
2789
عنوان

مادرشوهر

430 بازدید | 36 پست

من ماه اخر بارداریمه و الان برام کار خونه کردن خیلی سخت شده حتی حوصله غذا درست کردن ندارم و همش خونه مامانمم ، مادرشوهرمم که از همون اول خودشو راحت کرده نه زنگ میزنم حالی بپرسم نه اون اوایل که ویار داشتم و مامانم مسافرت بود نکرد یه بار ویارونه برام بیاره حتی یه بار هوس غذا کردم شوهرم به مادرش کنه زنم ویار غذاتو کرده بهانه آورد غذا درست نکرد شوهرم بره بگیره ازش ، کلا تو طول بارداری اوایل که اصلا مارو دعوت نمبکرد خونشون کلا اینا مدلشون دعوتیه ، الآنم اواخر بارداریمه خیلی منت بزاره هفته ای ۱ بار یا دو هفته یه بار ، حتی شب یلدا خونه مامانم بود بهش زنگ زدم خونه شما هم یکشنبه میایم برای شب یلدایی و برنامتونو بندازین ۱شنبه ما هم باشیم قبول نکرد گفت من دخترم میاد قسمت نیست با هم باشیم! که ناراحت شدم به شوهرم تو لفافه گفتم شوهرمم که کلا مامانی و هیچ رفتارهای مادرش از نظرش عیب نیست و به نظر اون مامانش خیلی خوبه و بهترین مادر شوهر برای منم! بعدشم چند بار گفتم مادرت نه زنگ میزنم حال عروس باردارشو بپرسه نه دعوتی می‌کنه میگه وظیفه ای نداره مامانم ، خلاصه این نمونه های از رفتارشون بود که منم به موقع براشون گذاشتم جواب بدم ، ولی این وسط مادر شوهرم پرو به جای اینکه به شوهر م بگه ماه اخر زمان مهمونی نده و از ما بخواد بریم خونش دیشب خونه بودیم شوهرم زنگ زد حالشو بپرسه گفت خونه این اگه میدونستم خونه نادرزنت نیستی میومدم اونجا وقت شام گذشته بود شوهرم گفت خب الان بیا گفت نه دیگه دیره هفته دیگه یه شب میام خونتون منظورش برای شام بود! من موندم خدایی مامانم اصلا نمیاد خونم باردارم یه بار برای سیسمونی چیدن اومد که خودش وایساده غذا درست کرد ظرفاشو شست و رفت ، نمیدونم مادرشوهرم با چه رویی میخواد بیاد خونه زن پا به ماه ، به شوهرمم بگم بابا چشم مادرت ابروئه ناراحت میشه خدایی باید با این آدمای بی فکر چه برخوردی کرد؟ دختر خودش حامله بود همش بهش می‌رسید و غذا براش درست میکرد خانواده شوهرشم خیلی بهش مبرسیدن بعد از من توقع داره غذا درست کنم جلوش بزارم! من دیشب خونه مامانم نبودم حوصله غذا درست کردن نداشتم تخم مرغ خوردیم


ببینید خودتون میگید مدام به دخترش میرسید براش درست میکرد! خب دخترشه شمانباید از مادرخودت انتظار داشته باشی؟

برای ایشون مادره باید بهش برسه دیگه.

بنطر من بارداری حساس شدی.

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

عزیزم خوبه میگی مادرشوهرت

همونجوری که مادرت به تو میرسه خب مادرشوهرتم به دخترش رسیده 

بعدشم شام بیان به شوهرت بگو وضعیتتو .بگو زودتر بیان خودشون درست کنن یا اینکه از بیرون غذا بگیرید 

اصلا عصبانیت و استرس و ناراحتی برات خوب نیست جنینت الان میفهمه خدانکرده روش تاثیر میزاره تا میتونی توشحال باش 😍😍

چقدر توقعی هستی شما، طلبکاری مگه ازش؟ هی غذا درست نکرد غذا درست نکرد!!!!

اونم اومد بگو شوهرت بره از بیرون یه چیزی بگیره بگو نمیتونم آشپزی کنم. این کارا رو مادرا واسه دخترشون میکنن معمولا، طبیعتا اونم واسه دختر خودش انجام داده. همونم لطفه نه وظیفه 

چرا انقد زندگی رو سخت مبگیرید...ی غذا ساده درست کن تموم شه بره.از مادر شوهرم توقع زیاد نداسته باش.سیاست داشتا باش.از مادر شوهر بدگویی نکن پیش شوهرت.فقط باعث میشه از چشمش بیفتی.جوری رلتار کن ک ادم خوبه تو باشی پیش چشم شوهرت...

دخترم من و بابا منتظریم بیای خونمون گرم تر بشه

یاد اون سریاله دیوار به دیوار افتادم که میگغت

بهراااام مامانت برام ویارونه نیاورده 😂😂😂

بیخیال عزیزم

اگر اومدن خودتو بزن به بی حالی بگو شوهرت از بیرون بخره غذا 

عضو تاپیک مانکن های زیبا گروه قرمز وزن شروع ۹۵ 👀 هدف اول --» ۹۰ 👀 🔒هدف دوم --»۸۵ 🔒👀 هدف سوم--»۸۰👀🔒 هدف چهارم --» ۷۵🔒👍
چرا خودتو درگیر این خاله زنک بازیا می کنی؟ زنگ نزد که نزد به جهنم 

نه برام رنگش مهم نیست نزنه ، منم دیگه زنگ نمی‌زنم وعیت خودشون رفتار میکنم ولی از این ناراحتم می‌دونه ماه آخرم سختمه پذیرایی کردن و غذا درست کردن به جای اینکه ماه اخر مراعاتمو بکنه و اون مارو دعوت کنه خونش ، خودشو هفته دیگه خونه ما دعوت کرد!

شام از بیرون .

جنابعالی هم از الان‌بساط پهن کن بگو دکترم‌گفته این ماه کلا باید استراحت‌کنی .

وقتی هم‌اومد تکون‌نخور تا پسرشون‌پاشه .

والا مادرشوهر منم همینجوری بود خواهر .

دیر فامیدم‌خودمو از غصه پیر و کور کردم .من ivfمیکردم یک زنگ‌نمیزد احوالی بپرسه ...و ..و ...و.....بی خیال به درک که زنگ‌نزد .خخخخ هر چی کمتر از غذاشون‌بخوری بچت کمتر خو و اخلاق اونا رو‌میگیریه 

هر وقت زنگ زد میام بگو از صبح کمردرد دارم .. خیلی دوست داشتم حالم خوب بود و میومدید ولی انگار قسمت نیست دور هم باشیم .. 

این منم من، زنی تنها در استانه فصلی سرد.. و این هم دخترم، دختری تنها در استانه فصلی سرد و این هم شوهرم ،شوهری تنها در استانه فصلی سرد😅😎
شام از بیرون . جنابعالی هم از الان‌بساط پهن کن بگو دکترم‌گفته این ماه کلا باید استراحت‌کنی . وقتی ...

مثل مادرشوهر من..

بعد ۱۴ سال ناباروی توی حاملگیم هر  بار زنگزمیزد یه چیزی بهانه میکرد و باهام دعوا میکرد و هی میگفت بزار بچت دنیا بیاد حالیت میکنم و .. حتی چند بار شوهرم بهش اطلاع داد که شام میایم اونجا از در رفتیم تو گفت ایشالله که شام خوردید و شوهرم دید هیچی روی گاز نیست گفت اره خوردیم .. و شام نخورده برگشتیم تهران .. ماه هفتم حاملگی بودم .. کلا دو بار توی حاملگیم گفت برای غذا بیاید.. ولی خودش دو سری هر بار دو هفته اومد من ازش پدیرایی کنم .. تازه دستورم میداد مرغ نباشه.. ماکارونی نباشه .. خورشت اسفناج و کرفس نباشه .. غدای بیرون نباشه و ... 🤐🤐🤐

این منم من، زنی تنها در استانه فصلی سرد.. و این هم دخترم، دختری تنها در استانه فصلی سرد و این هم شوهرم ،شوهری تنها در استانه فصلی سرد😅😎

عزیزم اگه حال نداری کلا بخواب به شوهرت بگو غذا از بیرون تهیه کنه خودش پذیرایی کنه ولی اگه واقعا میتونی یه کمکیم بکن مهمون از نظر خدا خیلی اجر و پاداش داره واست. اگه دلش و بشکنی بیاد خونه پسرش خدا نکرده خدا سرت میاره . مخصوصا الان بارداری رعایت کن خدا هم بهت کمک کنه. من تا اخر باردلریم با رحم دو شاخ و خونریزی کار کردم تازه  یه هفته قبل زایمانم ۵۰ نفر مهمون داشتم خودم و شوهرم بودیم پختیم و اماده کردیم. اخه از ایستادن و غذا پختن و سفره انداختن هیچ اتفاقی واسه نینی نمیفته

روانشناسی کودک
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز