من نمیدونم فلج بود یا ن
ولی یبار ی پیره زنرو تو خاب دیدم ، از چشماش ی نوری درومد ک توی خابم دوباره ب خاب رفتم
تو خواب هرکاری کردم نمیتونستم چشامو باز کنم
بعد از خواب پریدم ،خدا شاهده چشمام انگار چسبیده بود بهم باز نمیشد
مامانم یدونه زد توصورتم درست شدم😥😥 نمیدونم چی بود