حالمبده خیلی یه گربه ای ک گاهی میومدغذا میگرفت از خونمون الان یه هفتس ک تو انباری غذا نمیخوره امشب رفتم بالا سرش دراز کشیده و داره جوون میده خیلی دلم از همه چی میگیره اخه مگه اون حیوون زبون بسته چگناهی کرده ک انقد باید عذاب بکشه الان از غصش خوابم نمیبره چشمای معصومش همش جلونظرمه همینطوری اشک میزیزم اگه برم بالا سرش حالم بدتر میشه هیچ کسم درک نمیکنه