خانوما شوهرم خیلی هیزه خیلی ب زنا و دخترا نگاه میکنه قبلا هم مچشو با یکی از اقوام گرفتم در حد پیام،یه بچه هم ازش دارم وقتی ب ایندش فکر میکنم اصلا نمیتونم برا طلاق اقدام کنم خیلی ضربه میخوره بچم،تازگیا میرم خونه پدرم احساس میکنم نوع نگاهش ب اجی کوچیکم عوض شده من متوجه این مساله شدم همیشه حواسم ب نگاش هست تا میدونه من نگاش میکنم سرش تو گوشیه ب محض اینکه الکی خودمو سرگرم کنم یا با خانوام صحبت کنم زیر چشمی میپامش ک خیره میشن ب هم،چند وقته خواب و خوراک ندارم خیلی بم فشار اومده میخوام بهش بگم میخوام نمیدونم چطور بگم ک بدونه از این غلطاش دست برداره واقعا زندگیم مختل شده
تو چقد مثه هیشکی نمیمونی...خیلیم عشقی خودت نمیدونی
اره درسته همه مث هم نیستن ولی اینا رو میشنوم میگم خدایا شکرت
یادمه یه کلاسی رفتم دختره خیلی در ظاهر خوب بود و خوش برخورد بعد برام تعریف کردن که خواهربزرگش به خاطر رابطه اون و شوهرش طلاق گرفته اونم با یه بچه .خیلی تعجب کردم بهش نمیومد اینجور دختری باشه .هم زندگی خودش خراب کرد دخترونگیش از دست داده بود و باردار شده بود هم خواهرش طلاق گرفت جفتشون خونه باباعه نشستن
اگر کسی را دیدید که از همه چیز لذت میبرد،سخت نمیگیرد،میخنددومیخنداند بی مشکل نیست بلکه اوطوفان هولناکی را پشت سرگزاشته است واکنون قدر داشته هایش را میداند.