2777
2789
عنوان

درد دل

89 بازدید | 11 پست

من خیلی دلم میخواد همه چیزو به مامانم بگم باهاش راحت باشم ولی نمیتونم ازبچگی همینطوری بودم قبل ازاینکه بهش چیزی بگم ازیه هفته قبلش فکر می کنم بگم نگم اگه بگم چی میشه و... خودش هم همیشه میگه اگه چیزی هست بگو ولی نمیتونم یه راهکاربگید بتونم بدون استرس و حرفامو بزنم بهش

تو بگو طلاس وقتی ازچشمم افتاد قاطی آشغالاس         

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

تاحالا در برابر حرفات عکس العمل بدی نشون داده؟


آره یه بار فک میکنم کلاس اول بودم بعدازاون موقع دیگه نتونستم بهش بگم

تو بگو طلاس وقتی ازچشمم افتاد قاطی آشغالاس         

من ک هیچی نمیگم چون مامانم بعدش انقدررررر سوال میپرسه و هر دفه ببینه راجبه اون قضیه حرف میزنه و نصیحت میکنه ک پشیمون میشم . خواهرم ک ندارم از بچگی همه چیو ریختم تو خودم

اگه خوب تا کردی ، نشد !! مچاله کن ......
تاحالا در برابر حرفات عکس العمل بدی نشون داده؟


به نظرم خیلی چیزه مسخره ای بود یه بازیی بود که با دست بود میگفتن یه عدد بگوحالا این عدد تعداد بچه هاته و ازاین چیزا من اینو اومدم بهش گفتم نمیدونم چرا و به چه دلیل اومد مدرسه وسر این دوتااز دوستام باهام قهر کردن و من دیگه بعد ازاون باخودم میگم اگه سراون یه همچین عکس العملی نشون داد حالا سراین چیکارمیکنه

تو بگو طلاس وقتی ازچشمم افتاد قاطی آشغالاس         
من ک هیچی نمیگم چون مامانم بعدش انقدررررر سوال میپرسه و هر دفه ببینه راجبه اون قضیه حرف میزنه و نصیح ...


اوهوم آره منم خواهرم 8سال ازم کوچیکتره نمیشه باهاش حرف زد و واسه همینه که خیلی وابسته یکی از دوستامم هرچند به اونم همه چیو نمیتونم بگم

تو بگو طلاس وقتی ازچشمم افتاد قاطی آشغالاس         
به نظرم خیلی چیزه مسخره ای بود یه بازیی بود که با دست بود میگفتن یه عدد بگوحالا این عدد تعداد بچه ها ...

میفهمم چی میگی من انقد خجالتی بودم پیش مامانم ک حتی روم نمیشد تا قبل عقد کلمه شوهرو جلوش بگم‌میدونم خیلی مسخرس ولی مامانم هیچوقت باهام دوست نبود😢😢😢

واسه خونه دار شدنمون لطفا یدونه صلوات بفرستین ممنون عزیزان 💜💜💜💜
میفهمم چی میگی من انقد خجالتی بودم پیش مامانم ک حتی روم نمیشد تا قبل عقد کلمه شوهرو جلوش بگم‌میدونم ...


اتفاقا مامانم باهام خیلی دوسته میدونی خیلی راحت ازاینجورچیزا حرف میزنه ولی من نمیتونم باهاش درد دل کنم خیلی بده

تو بگو طلاس وقتی ازچشمم افتاد قاطی آشغالاس         
2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز