سلام بچه ها.من ۱۷ سالمه و احساس میکنم مامانم دیگه حوصله منو نداره.بیشتر وقتا خونه نیست و داداشم که ۴ سال از من کوچکتره رو پیش من میزاره.کارای خونه هم میوفته به گردن من.اگر هم کارهای خونه رو انجام ندم با غرغراش توی خونه مواجه میشم.ولی دیگه کاراش برام عادی شده و حاضرم کارهارو انجام ندم ولی غربزنه.نزدیک چندماهه که سرکارمیره.من اصلا خوشم نمیاد مامانم شاغل باشه.همون اوایل هم بهش گفتم ولی بهم اعتنایی نکرد و رفت.روزای پایانی مدرسه که بود به من و داداشم وعده میداد که تابستون یه روزم خونه نمیمونیم ولی انگار بد متوجه شده بودیم و اون خودش و دوستاشو میگفت که یا دائم دارن تلفنی حرف میزنن یا بیرونن.
منم به عنوان یه دختر جوون از خانوادم انتظارایی دارم.مثلا دوستامو میبینم که هرماه روپوش و لباس و هزارچیز میخرن ولی من از اول تابستون منتظراینم که بریم بازار یه دونه روپوش بگیرم.
همین الانم دوستاش پایین منتظرن که برن بیرون.
بنظرتون چکارکنم؟؟؟؟