2777
2789
عنوان

تاپیک شاد

152 بازدید | 26 پست

دوستان جو نینی سایت خیلی بد شده جند تا تاپیک خئندم همش طلاق و دعوا و بیماری و حالم گرفته شد تصمیم گرفتم یه تاپیک بزنم حال و هوا عوض بشه 

هر جی دوست دارین بگین یه سوتی یا شادترین خاطرتون و....  خونه ی خودتونه پس براس شادی خودتون دست به کار بشین 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

از چی از خودم که عکسم رو ایدی هست از شغلم که تو ان بی بی کار میکتم از درامدم که ۱۲۰۰ هست 

اول تاپیک نوشتم یه خاطره شاد یا یه جیری که حال و هواش شاد باشه تعریف کن 

من بگم

من یه دوست آلمانی دارم الان اومده ایران برای کنفرانس و تدریس دانشجوها

اون هفتع ازش پرسیدم خب تو این مدت چیا یاد گرفتی به فارسی؟

گفت چند تا کلمه، مثل سلام، چطوری، نوکرم، پدسگ، ک...ش، کثافت، اقایی، چاکرم دکتر😐😐😐😐😐😐گفتم کی اینا رو یادت داده؟

گفت راننده دانشگاه آقای کریمی😐😐😐😕

اقای کریمی از همینجا میگم خیر نبینی اینا چیه به بچه مردم یاد دادی😕😕

من بگم من یه دوست آلمانی دارم الان اومده ایران برای کنفرانس و تدریس دانشجوها اون هفتع ازش پرسیدم خ ...

😂😂😂😂😂خدانکشتت اقای کریمی

لطفا یه صلوات بفرس واسه سلامتی و ظهور آقا امام زمان‌ (عج)                                  

من هستم

اون هفته اش پشت پا پزون برادرم و خانمش ومادرخانمش بوده رفتند حج تمتع

عروسمون اسمش ریحانه است سه تا خواهر داره یه برادر

خواهر اخریش سه تا بچه داره یه دوم دبستانی یه دوقلودختر و حواس پرته هنوزاش رونکشیده بودند جلوی مهمونا گفته وای چرا ریحانه وبچه هاش نیومدند خیلی گشنمه مون هست میخوایم اش بخوریم زنگ بزنید ببینیم کجاست تمام مهمونا حسابی خندیدند😂😂😂

یه بارم پسرعمه ی شوهرم رفته بود حج عمره چندسال پیش مجلس اش پشت پا پزون مفصل گرفتند توخونه شون که نوسازبود اما دیگ اش روگذاشته بودند نزدیک انباری توحیاط واش تقریبا اماده بود و همه ی دست اندرکاران اومدند یه لحظه بالا که استراحت کنند وبعد برند بکشند اماچندتابچه توحیاط بودند که یه باره چنددقیقه بعد بچه ها سراسیمه اومدند گفتند گربه افتاد تواش وسوخت

همه پریدند پایین و دیدند گربه سوخته و پریده ورفته تمام اش روریختند دور البته فقط قبلش یه قابلمه ی کوچیک داده بودند بردند دم مغازه ی شوهرعمه ی شوهرم ماهم قیافه ها ☹️😳😱 بعدهم کباب گرفتند و خوریدم وامدیم خونه من اون موقع عقد بودم 😂😂

من هستم اون هفته اش پشت پا پزون برادرم و خانمش ومادرخانمش بوده رفتند حج تمتع عروسمون اسمش ریح ...

چه داستانهایی داشته این اش پشت پا پزون 😁😁😁😁 گربه ی بدبختو بگو 

چه داستانهایی داشته این اش پشت پا پزون 😁😁😁😁 گربه ی بدبختو بگو 

واقعا 

تاچند وقت همه میخندیدند😂😂

تازه دخترهمون پسرعمه ی شوهرم که اشش توش گربه افتاد تومکه ابله مرغون میگیره وانقدربهش هندونه میدند خوب میشه😳😳😀

الان نزدیک پیش دانشگاهیه بزرگ شده

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز