من تو بارداریم یه دختر کوچیک ( قد کوتاه ) با صورت پیر میدیم کنار یخچالم ( بین یخچال و لباسشوییی جای خالی بود) نشته بود زانوشو بغل کرده بود
چنددبار برا یه لحضه دیدم مثلا میدیدم یهو جیغ میزدم چشمامو میبستم دیگه باز میکردم نبود
یا جیغ میزدم شوهرمو صدا میزدم میومد نبود برا یه لحضه انگار آب جوش روم میرختن اینقدر میترسیدم فقط میلرزیدم و دهنم قفل میشد
همه میگفتن آله