دوران تحصیل یه شهر دیگه درس میخوندم یه اتاق طبقه بالای خونه ای اجاره کرده بودم بغلش خودشون یه انباری داشتن صاحب خونه میگفت توش چند بار جن دیدن ،شب تا صبح انگار توی این انباری مهمونی دادن به سختی با سر صدای در کمد ظرف و غیره میخابیدم خودم اعتقادی به حن ندارم ولی توجیحی براش نداشتم جالبه روزای هیچ صدایی از انباری نمی اومد
آباد باشی ای ایران آزاد باشی ای ایران از ما فرزندان خود دلشاد باشی ای ایران