2777
2789
عنوان

زد تو گوشم

13356 بازدید | 134 پست

دیشب از مسافرت داشتیم برمیگشتیم

ماشین بنزین نداشت منم خیلی حال نداشتم

تو راه به اصلاح شوهرم هی گاز میداد 140 تا داشت میومد

داشتیم میخندیدیم و خیلی شادو خوشحال

برگشتم گفتم بنزین نمیزنی

گفت نه بابا میبره

منم خندیدم گفتم نمیدونم چی شده امشب شوهر تصمیم داره تو راه بزارتمون

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

یهو وسط خنده رفت تو همو دیگه حرف نزد هی گفتم چی شده خوب ببخشید اقایی گفت نه تو به شعور من توهین میکنی

کی تا حالا تو جاده با من موندی

کی تا حالا از من بی عقلی دیدی

البته حتما دیدی دیگه

من میزارم زنم تو جاده بمونه

خاک بر سر من که دارم گاز میدم خانم زودتر برسه خونه

اره دیگه چرا من خودمو اذیت کنم

چه کاریه اصلا

کفتم چی میگی مگه من چی گفتم

گفت نه تو منظورت همین بود که من عقل ندارم

گفت من واقعا دیگه با تو حرف نمیزنم

گفت نزن بهتر

تا خونه حرف نزدیم

رسیدم جلو در پیاده شد بره درو باز کنه طبق معمول که میره درو باز کنه من میشینم ماشینو ببرم تو پیش خودم گفتم نبرما بعد گفتم ولش کن ناراحتی رو بیشتر نکنم

نشستم ببرم تو اومد دستاشو گرفت جلو ماشین گفت لازم نکرده برو

منم پیاده شدم کلمنو کیف دستیمو موبالیو چندتا خورده ریز برداشتم رفتم تو خونه

حالا وایسا وایسا وایسا که اقا چمدون بیاره که برم حمام

بعد از 1 ربع اومد بالا بدون کیفو چمدون

حالا میدونه من حالم بده ها

رفت قشنگ گرفت خوابید

چاقو میزدی خون درنمیومد ازم

رفتم پایین چمدونو هن هن کشیدم اوردم بالا رفتم حمام

حالا سوز سرد میومد اقا کولرو گذاشته رو تند که اذیت نشه

از حمام اومدم بیرون سگ لرز میزدم کولرو خاموش کردم رفتم لباس پوشیدم پشتشو کرده بود به درو خوابیده بود

منم کولرو گذاشتم رو کند بالشو پتومو برداشتم رفتم تو حال دراز کشیدم

نیم ساعت گذشت پاشد کولرو گذاشت رو تند رفت واسه خودش غذا گرم کردو خوردو راحت باز رفت خوابید

منم دیدم دارم میمرم سر درد بعد 50 تا عطسه پشت سر هم همینجور عطسه میکردم

اونم تو نت میچرخید صداش میومد

پاشدم کولرو خاموش کردم

اومد روشن کرد وایساد وسط راهرو منم گفتم نمیبینی حالم چقدر بده شعورت نمیرسه

گفت حالت بده که بده

کولرو خاموش کنی من دم بکشم

سردته پتو بنداز رو خوودت 10 تا بنداز

من با گرما چه کنم

چقدر خودخواهی تو

گفتم من خودخواهم چی گفتم بهت که این اداهاته

میدونی حالم بده لباسای تو رو هم من باید بیارم بالا

گفت من لازم نداشتم

گفتم من که داشتم گفت به جهنم

گفتم بری به جهنم هی پتو رو از روم میکشید

تا بلند شدم پتومو برداشتم رفتم تو اتاق خواب رو تخت گفت برای چی اومدی اینجا من کولرخاموش نمیکنما من اینجا خوابیده بودم

گفتم من خوابیدم فعلا ناراحتی برو بیرون

اومد بره گفت اسکول منم گفتم خودتی هی گفت من گفتم

اومد دستشو محکم فشار داد رو دهنم منم تا میخور با تمام وجود میزدم تو دهنشو صورتشو همه جاش

بلند شد رفت باز چند تا فحش داد

بعد 5 مین اومد گفت دفعه اخرته اینجوری جفتک میندازیا دیدم گردنشو کندم قشنگ خون داره میزنه بیرون

گفتم خوب کردم گفت یه جور میزنم تو گوشت که نفهمی از کجا خوردی

گفتم اتفاقا منم همینو میخوام

گفت پاشو پاشو بشین بزنمت

منم پاشدم گفت اخرین باری که زدم تو گوش یکی پرده گوشش پاره شد

دوست دختر قبلیش

گفتم خوب بزن

نامردی نکرد یه دونه خوابوند تو گوشم

تا رفت بیرون

موبایلو برداشتم زنگ زدم بابام

بابام گفت جانم بابا

گفت بابا به مامان نگو پاشوبیا اینجا

گفت چی شده گفتم فقط بیا

چمدونمو برداشتم اومد گفت زنگ زدی

گفتم اره

هیچی نگفت منم رفتم جلو در نشستم بابام با مامانم از هولشون با موتور اومده بودن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز