2821
2789
عنوان

شوهرم.....

| مشاهده متن کامل بحث + 223665 بازدید | 1266 پست

گفتم پس بریم خونه ی خودمون( خونه ی خودش ک وسایلونو تقریبا چیدیم)گفت باشه بیرونم گرمه رفتیم تو طبق عادت همیشگیم رو اپن اشپزخونه نشستم اونم روی صندلی اصلا طوری رفتار نکردم ک فکر کنه دلخورم عادی مثل همیشه

من 1سال با مادرشوهرم اینا زندگی کردم خواهر شوهر و برادرشوهرام ازدواج کرده بودن روزا همش با مادر شوهر ...

خوش بحالت من تقریبا یه ساله باهاش تنهام ولی نهایت کاری که با هم انجام میدیم ناهار خورن و چایی عصرونه بود

سلام دخترا، من چند ساله از سامان‌لعیا خرید می‌کنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدل‌هاشون رو اونجا می‌ذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.

گفتم اگه کسی دنبالشون می‌گرده، از اینجا می‌تونه پیداشون کنه

چرا خودتو آنقدر اذیت میکنی تو دوران عقد هر چقدر به مرد رو بدی دیگر نمیتونی تا آخر زندگیت جمعش کنی خو اون خودشو باید میذاشت جای تو اگه بعد ی ماه میومد خونتون تو هم به بهانه ی مشکل دوستت با بابات تنهاش میذاشتی و میرفتی آنقدر منطقی رفتار میکرد؟؟ 

گفتم خب بگو دیگه ۲ روزه تو خودتی گفت اول از اونجا بیا پایین بشین اینجا نشستم رو صندلی و گفت نمیخای یکم بیشتر ب کارات فکر کنی ب رفتارت فکر کنی گفتم من بخاطر اونشب ازت معذرت خواهی کردم دلیلشم گفتم فک نمیکردم بخای اینقدر کشش بدی

یعنی انقد سختته تو ی پست بگی و واسه ما که میخونیمت ارزش قایل باشی؟ اصلا شاید واسه همین اخلاقته که همسرت اینطوریه😁😁😁

میشه دعا کنید واسه مامان بابا شدن منو عشقم   مامانی بارها خوابتو دیدم، نکنه قهری که تو بیداری نمیای پیشم😢  ۷ سال انتظار بس نیست؟ مامان جان این انتظار پیرم کرد، حتی یواش یواش داره عشق بابایی رو نسبت به من میگیره، مامانی تو که دلت پاکه دعا کن، تو از خدا بخواه که زودتر بیای بغلم          
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2824
2823
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز