یبار یه اقایی با یه جن کافر در ارتباط بودن،یبار با خونوادش میرن سفر،یجایی ایست میکنن برا خوردن غذا و ...،یهو جنه میاد ب مرده میگه همین الان حرکت کنین وگرنه نیم ساعت دیگه یه اتفاق بد براتون میفته
اونام حرکت میکنن و دقیقا نیم ساعت بعد تصادف میکنن و مرده میمیره و بقیه هم هرکدوم یجاشون اسیب میبینه!!