راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
عزیزم الکی خودتو نترسون و دیگه هم وارد این مدل تاپیکها نشو
تمام عالم فدای ائمه.تویی که علیه اسامی ائمه میگی فردوسی شاعر و حماسه سرای بزرگ ایرانی رو میشناسی؟همون که نماد ادب وفرهنگ ایران هست ،میدونی اسمش چیه ؟ ابوالقاسم 🤭آره گلم فردوسی یه ایرانی اصیل هست وکل جهان ایران رو بافردوسی میشناسن اما اسمش عربیه و با اون مقامش ادعای امثال تو رو نداشت پس تربیت نداشتتو نشون نده. تو نه تنها روشنفکر نیستی بلکه اصلا اهل تفکر هم نیستی و باعث میشی آبروی روشنفکرهای واقعی مثل آقای گاندی بره هرجای دنیا بگی به اسم روشنفکر تو مجازی علیه خدا و اعتقادات مذهبیون میگی بهت میخندن .درحدی نیستی که رو حرف خدا حرف بزنی و علیه ائمه بگی فقط خودت حقیتر میشی خدا خودش فرموده دنیارو واسه خاطر حضرت محمدو حضرت زهرا و مولاعلی و فرزندانش آفریدم آخرش هم همه چی میرسه به وارث حقیقی غدیر به حضرت مهدی.امروز هم نهضت عاشورا ادامه داره و پیروان یزیدو قاتل حضرت زهرا دارن ازشون جلو میزنن اما روسیاهی واسه زغال میمونه .خدایا شکرت که من از دشمنان ائمه و یزیدی و پیرو قاتلین و خائنین نیستم .لعنت خداوند بر تمام دشمنان ائمه و لعنت بر قاتلان آقا امام حسین . .پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می فرماید: علی با حق و حق با علی است و از هم جدا نمی شوند تا در کنار حوض کوثر در قیامت بر من وارد شوند .حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود/ خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود/ ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه /گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود .
منم میترسیدم و راجبش تاپیک زدم و گفتم ک قبلا ساعتها تو حیاط تنها مینشستم حالا از ی دسشویی رفتنم میترسم ی کاربر عزیزی بهم گفت هیچی نیست مثل قبل ک هیچی نبود بازم بروتوحیاط بشین باخیال راحت کم کم ترسم ریخت.
برای حاجتم یه صلوات میفرستید؟ممنونم شک ندارم که ب لطف خدای بزرگ بزودی زود ،یه خانم معلم میشم ان شا الله
بهم راهکار بدین...بین شمااا کسی اینطوری شده؟همش بک میکنم پشت پنجره کسیه پامیشم پرده رو میکشم درهارو ...
سعي كن وقتي خيلي خيلي خسته شدي بري تو رخت خواب
موفقیت من زمانی آغاز شد که نبردهای کوچک را به جنگجویان کوچک واگذار کردم.دست از جنگیدن با کسانی که غیبتم را می کردند برداشتم.دست از جنگیدن با خانواده همسرم کشیدم.دیگر به دنبال جنگیدن برای جلب توجه نبودم.سعی نکردم انتظارات دیگران را برآورده کنم و همه را شاد و راضی نگه دارم.دیگر سعی نکردم کسی را راضی کنم که درباره من اشتباه می کند. آنگاه شروع کردم به جنگیدن برای اهدافم، روياهايم،ايده هايم و سرنوشتمروزی که جنگ های کوچک را متوقف کردمروزی بود که مسیر موفقیتم آغاز شد. هر نبردی ارزش زمان و روزهای زندگی ما را ندارد. نبردهایمان را عاقلانه انتخاب کنیم.ژوان وایس