سلام
من دیروز تولدم بود
همسرم با کلی شور و شوق برام تولد گرفت
کادویی که بهم داد ادکلن بود
چند وقت پیش ازم پرسید چی لازم داری
منم نمیدونستم برا تولدم میپرسه
گفتم ادکلن میخوام
من به مارک
کنزو وایت علاقه شدیدی دارم
من فقط اسم کنزو رو گفتم دیگه بهش نگفتم که وایتش رو میخوام
دیروز تا دیدم ادکلنه خیلی خوشحال شدم ولی وقتی بوشو استشمام کردم واقعا حالم گرفته شد
چون اصلا خوشم نیومد و تازه اون کنزویی که من میخواستم نبود
شوهرم برام کنزو جنگل گرفته بود
ولی خودمو خوشحال نشون دادمو ازش تشکر کردم
لا مصب خیلیم گرونه بوشم از دیشب رو لباسم مونده
کل خونه رو بو ادکلن برداشته
صبح گفت اگه دوس نداری برات یکی دیگشو میگیرم
منم گفتم میخوای ببریم پسش بدیم وایتشو بگیریم ؟
گفت یعنی دوسش نداری؟
دلم نیومد بهش بگم نه
گفتم بابا من دوس دارم تو از دیشب هی میگی ببخش اگه اونی که میخواستی نبود و اینا
ولی واقعا ته دلم ناراحتم