وا ازش متنفر شدم واسه حاملگیم دکترمو عوض کردم خدا رو شکر این دکترم خیلی خوب بود همیشه با متانت و ارامش باهامحرف میزد هر وقتم سونوممیکزد میگفت خوبه ازمایش غریالگری اول چون دکترم مسافرت بردم نشون یکی دیگه دادمگفت خانم دیر مراجعه کردی و لب مرزی دیگه دیر شده من چه قد گریه کردم گفتم نکنه بچم طوریش شه سندرم داون داشته باشه وقتی دکترماومد نشونش دا مگفت خوبه عزیزم هیچ مشکلی نداره خدا خیرش بده یه حاملگیه حوب از نظر روحی راشتم