2777
2789
عنوان

"بی بی گل"

| مشاهده متن کامل بحث + 60449 بازدید | 1067 پست
منم هستم اما خاموش 

همونی که مچ منو تو یه تاپیک دیگه گرفته بودی؟  

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

من خیلی خودمو تو داستان غرق میکنم  الان دلم برای بنفشه شور افتاد

بدتر از منی که...😂😂

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟
بدتر از منی که...😂😂

الان تو فکر نازگل هم هستم که چطوری داره تک و تنها زندگی میکنه و ازدواج میکنه یانه

یا اباصالح المهدی! هرشب که انتظار تو را میبرم به روز،،،، شرمنده ام که بی تو نفس میکشم هنوز

بنفشه به سختی راه گلوشو باز می کنه و با صدای گرفته میگه...بخدا تقصیر من نبوده....مدیر به چشماش نگاه میکنه..کاری به حرفاش نداشت ولی چشمای مظلومی داشت و همینطور صادق ...بهش نمیخورد که اینکارو کرده باشه که همون موقع در با شدت باز میشه....یه مرد عصبانی وارد میشه...خوب می شناختش...برادر مدیرشون بود...همه میدونستن چه ادم عصبیه....خدانکنه کاری بر وفق مرادش نباشه..پدر اون فرد و در میاورد و کاری میکرد امواتش بیاد جلوی چشمش...بنفشه با دیدن اون توی مبل مچاله شد و ناخوداگاه پاهاش شروع کرد به لرزیدن که مدیر گفت اون مقصر نیست و می تونه بره...و هر چقدر برادره خواست بده اونو دست پلیس اون کوتاه نیومد و گفت برگرده سر کارش...و بنفشه هم تقریبا فرار کرد از اون اتاق ولی سنگینی نگاه پر کینه برادر مدیر رو روی خودش حس میکرد

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟

یه چند مدتی گذشت تا اینکه ...دوباره از دفتر خواستنش ...ولی اینبار فقط برادر مدیر بودو خودش نبود....اون با عصبانیت پرسید که از صبح که خونه نرفتی؟ اونم با ترس گفت نه ..و بعد با جمله بعد خشکش زد...با لحن کاملا عامرانه ولی تیزو برنده گفت لخت شو!

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟
داستان بنفشه ازبقیه خواهرا طولانی تربود😆

ببخشید دیگه...🤣

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟
یه چند مدتی گذشت تا اینکه ...دوباره از دفتر خواستنش ...ولی اینبار فقط برادر مدیر بودو خودش نبود....ا ...

😨😨😨

خداپرسید میخوری یا میبری؛ومن گرسنه پاسخ دادم میخورم!چه میدانستم لذت ها را می برند،حسرتها را می خورند...؟

با تعجب بهش نگاه کرد... گفت چی؟ 

برادر مدیر خیلی راحت پاشو رو پاش انداخت وبا لحنی که سعی میکرد عامرانه و عادی باشه در حالی که خشن و پر از خشم فروخورده بود گفت....دوباره از گاو صندوق سه تا سکه دزدیدن....به هیچ کس هم اندازه تو نمیاد دزد باشه...حتما لای لباست قایم کردی...تک تک لباسات رو در میاری و تکون میدی..نگران نباش از تو خیلی بهتراش برای من له له میزنن ...مطمئن باش  لیاقت نگاه منو نداری

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟

بنفشه موند....چند لحظه کپ کرد...نمی دونست چیکار کنه..اگر پاشو از در میزاشت بیرون تحویل پلیس میدادنش ...زندان  و اخراج از کارش...وای لاله چی میشد؟ خرج و مخارجشون؟...واگر.....حتی نمی خواست به احتمال دوم فکر بکنه...لباسش رو بکنه؟ جلوی یه مرد غریبه....اشک چشماشو تار کرده بود‌.....دوزانو افتاد رو زمین...و اشکاش رو زمین میریخت ...دستاش می لرزید اروم گفت بخدا کار من نیست...من ..بخدا‌...تاحالانامحرم  منو بی روسری ندیده...من نمی تونم..به یکی از خانما بگین....خانم فدوی بیادو لباسام رو بگرده

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟

با عصبانیت بلند میشه و لیوان و محکم به دیوار میکوبه و میگه از کجا معلوم باهاش دست به یکی نکردی؟ همتون همینین...الکی گریه نکن و بیشتر از این حال منو بهم نزن....یه قدم به سمت بنفشه میره که اون خودش رو به کنج دیوار میکشونه و مچاله میشه و با ترس بهش نگاه میکنه

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

کنکور سراسری

my_00 | 1 دقیقه پیش
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز