گزارش روزانه امروز
ساعت زنگ زد بیدار شدم نماز و دعا خوندم و دیدم چقدر خوابم میاد. چشمم افتاد به ساعت ۴بود🤪
خوابیدم ۷بیدار شدم.نماز صبح و دعای عهد و صباح و سوره یس خوانده شد.
خاکشیر ناشتا خورده شد و روتین صبح پوست..
ورزش و پیاده روی انجام شد (ملایم)
مطالعه کردم. صوت سخنرانی مذهبی گوش کردم.
قرآن خوانده شد.
برنج و خیس کردم و خوراک مرغ و سبزیجات درست کردم..
برای پسرم دمنوش و عرقیات بردم.
لباس های خشک و مرتب کردم و جا دادم...
ظرفها رو چیدم تو ماشین و الان روشنش میکنم و صبح جابجا کنم.
یخچال و مرتب کردم و ظرفهای اضافه شو شستم.
بابام اومدن برام قلمه آلوورا بزنن که دوتا قورباغه تعارف کردم بخورن..دمنوش خوردیم باهم و یک کم درد و دل....
تماس گرفتم بابت یه کلاس که چهار شنبه شرکت کنم.
بازی فکری کردیم با بچه ها...طبق معمول یکی قهر کرد وسط بازی و خرابش کرد😁
کلاس آنلاین مشاور مدرسه پسرم شرکت کردم.
با بچه ها تی وی دیدم.
🐸دل کسی ازم رنجیده شده بود (بدون قصد)از دلش درآوردم و به خودم قول دادم دیگه تا میتونم حتی با نیت خیر به کسی چیزی نگم😓
دوستم زنگ زد گفت ممکنه بیاد
منم با عجله 🐸🐸🐸🐸چند تا قورباغه قورت دادم
سرویس ها رو شستم.گردگیری،دستمال کشی یخچال و فر وتلویزیون و کانتر و جم و جور مطبخ..
برای شام مامانم آش دادن منم براشون سالاد ماکارانی فرستادم.
بعد از شام هم بچه ها کیک و شیر خوردن و جمع کردم.
از صبح خیلی دقیق کالری شماری کردم که آخر شب با خورذن یه کاسه سالاد ماکارانی خرابش کردم😓😖😩
نطلقا ممنوع بچه ها انجام شد ولی عالی نبود.
فردا تلاش بیشتر میکنم که مثل هفته قبل باشم.
فک کنم حوصله کرم شب و نداشته باشم.
قرصامو بخورم،نماز عشا،مسواک،مطالعه آخر شب و دعا و خواب....
شبتون پر از آرامش انشاالله