پدرشوهرم فوت کرده هرجمعه مجبوریم مادرشوهرمو خواهروبرادرشوهرمو ببریم بهشت رضا ازونورم مامانش تعیین میکنه که کجا بریم امشب
هفته ی ۳۹ بارداریمه اوردنم خونه ی مامان بزرگ شوهرم شام میخوان اینجا باشن شوهرم منو گذاشت رفت ماشینشو درست کنه من موندم و اینا برادرشوهرم هم هست نمیتونم دراز بکشم یه کم مردم از دل درد حالت تهوع هم گرفتم یه خواهر شوهر ۱۷ساله هم دارم پشت سرهم از مدرسشون داره حرف میزنه سرم ترکید دوست دارم بگم یه ثانیه خفههههه شو
کم مونده گریم بگیره دیگه