داییم ب دختر دختر حسود وبدبختش عقد وعروسیم نیومد چون دخترش وحشتناک به من حسادت میکنه والا از من بزرگتره بیماره داییمم نیومد خ ناراحت شدم چون مگه من چبکارشون کردم بعد از اون تصمیم گرفتم هرجا دیدمشون ادم حساب نکنم چون اونم ب ما بی احترامی کرد با این کارش
حالا چندروز پیش خونه فامیلمون مهمون بودیم اونم بود بهش از دور سلام کردم و شوهرمم در حد سرتکون دادن حالا رفته ب مادربزرگم گلایه چ بی ادب شوهرم واقعا خ رو داره مرتیک