خانوما من با این برادر آخریم خیلی خوب و صمیمی بودیم،بخاطر همین همیشه دوست داشتم با زنش هم صمیمی باشم،،ولی از اون چه میترسیدم سرم اومد،،،زنش با اینکه همسنیم خیلی آدم سردیه و تو خودشه،،،هرچی هم براش محبت کنی اصلا به چشمش نمیاد،من آرایشگاه دارم هرسری میاد کاملا کارهاش رایگانه،یا خیلی محبت میکردم که صمیمی بشیم،ولی وقتی دیدم دوست نداره صمیمی بشه،،یا رفتارهای بد میکنه،،منم خودم و کشیدم کنار،،الان هرجا هم رو میبینیم در حد یه سلام،،اصلا صحبت نمیکنیم با هم!!!!باشگاهمون یکیه،دخترم رفته بود پیشش ،،،بعد ناراحت اومد گفت زندایی گفته برو از پیش من،،،،،،،
یا هرکس میبینه میگه شما چرا اصلا با هم صحبت نمیکنین،،،از یه طرف اینجوری ناراحت میشم،،،،،از یه طرف هم که محبت یه طرف میکنم ناراحت میشم،،موندم چیکار کنم؟؟؟بنظرتون چیکار کنم؟؟؟کدوم راه درسته؟