2821
2789
عنوان

زن داداشم

731 بازدید | 34 پست

خانوما من با این برادر آخریم خیلی خوب و صمیمی بودیم،بخاطر همین همیشه دوست داشتم با زنش هم صمیمی باشم،،ولی از اون چه میترسیدم سرم اومد،،،زنش با اینکه همسنیم خیلی آدم سردیه و تو خودشه،،،هرچی هم براش محبت کنی اصلا به چشمش نمیاد،من آرایشگاه دارم هرسری میاد کاملا کارهاش رایگانه،یا خیلی محبت میکردم که صمیمی بشیم،ولی وقتی دیدم دوست نداره صمیمی بشه،،یا رفتارهای بد میکنه،،منم خودم و کشیدم کنار،،الان هرجا هم رو میبینیم در حد یه سلام،،اصلا صحبت نمیکنیم با هم!!!!باشگاهمون یکیه،دخترم رفته بود پیشش ،،،بعد ناراحت اومد گفت زندایی گفته برو از پیش من،،،،،،،

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

یا هرکس میبینه میگه شما چرا اصلا با هم صحبت نمیکنین،،،از یه طرف اینجوری ناراحت میشم،،،،،از یه طرف هم که محبت یه طرف میکنم ناراحت میشم،،موندم چیکار کنم؟؟؟بنظرتون چیکار کنم؟؟؟کدوم راه درسته؟

حق بده بهش، انقدرآدم چیزای مختلفی میشنوه از رابطه عروس و خانواده شوهر ، بنده خدا میخواد فاصله رو حفظ کنه

ولی شما سعی کن محبتتو ادامه بدی، همین که میاد آرایشگاهتون یعنی همچین بدم نیستین، باهاش خپب باشین تا کم کم اعتماد کنه

خدایا،حال همه رو به بهترین شکل خوب کن♥️
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792