چندماهه ازدواج کردم شوهرم یماه پیش رفت سر شغلی ک شب کاره هرشب تنهام. 😔باز الان چندروزه بجای صبح ساعت دو ظهر میاد رفته ی جای دیگم سر کار تا میاد باید نهاربخوره بخوابه بیدار میشه اخه قسط وام مال قبل ازدواج داره. بلافاصله میره. میگ تا عید تحمل کن. من دلم بچه میخواست مخالفت کرده گفته هروقت وضعمون خوب شد ولی سنم بالای سی هست. خیلی سخته فک کنم افسرده شدم از تنهایی
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
من بچه میخاستم شوهرم میگفت نه. الان نه ماهه ازدواج کردیم. الان خودمم دیگ ذوق ندارم. میگ من ترسیدم شاید بدرد هم نخوریم باز یبار میگ چون پول نداریم نمیخام بچم تو بی پولی بزرگ بشه. قبل ازدواج ک راجع ب بچه گفتم گفت دوسداره ولی کاش دقیقتر میپرسیدم.حس میکنم فقط عمرم داره میگذره و چندسال دیگ پشیمون میشم.سرکارم میگم برم میگ نه. تو خونه تایپ کن.
بخاطر تو رفاه تو میره بدبخت قدرشو بدون اگه پول بهت میده و نیاز مالیتو براورده میکنه
حقوقش کمه. اخه واس شبکاری بهش900میدن واس صبح500_600.خودش ماهی 600قسط داره از قبل. اجاره خونه رو مامانم میده ولی مامانم سرم منت میذاره فک کنم واس این عصبی شدم😔من فقط از شوهرم میخوام محبت کنه و دلداری. مستقیم بهش گفتم همینو. ولی بازم بلد نیس یا غرورش نمیذاره
من که والا چندوقته اصلا ندیدمش پیام داد شاکی شدم قهر کرد و هرچی جلو دهنش اومد گفت اصلا احساس ...
آره شوهرم گفت بعضی مردها ک کلا میرن ی شهر دیگ واس کار چندچند ماه نمیان منک بهترم. ولی من خ عاطفیم اگ میخواد نباشه پس چراازدواج کردم باهاش یا کاش ی بچه داشتم سرم گرم میشد بهش