هی نگم که تهمت زدن
یکی از تهمتهاشون پسر خواهرش که زن داره لب در خونه ااز مسجد هفت مادرش بود اومدیم چندنفر بهش گفتن بفرما داخل گفت نه ممنون ولی من گفتم بفرما که اگر نمیره خودم برم داخل بعد یه ماه اومده میگه تو چه رابطه ایی باهاش داری که گوش به حرفت داد
نمیگه 40 نفر بهش گفتن خسته شد دید مامانش انوز نیومدا اومد داخل یعنی انقدر پستن
یبارم یه غریبه رو اوردن دم خونم به شوهرم گفتن این همچین روزی یجایی بوده اینم شاهده یعنی خواد شد من زجر کشیدن اینا رو ببینم