به فامیلم شب عروسی گفت بیشعور ..پسرای خودشون اومدن تو زنا میرقصیدن...وقتی دایی من با خانومش یه لحظه اومدن از من خداحافظی کنن اهنگو قطع کردن و مادزشوهرم گفت اینا بیشعورن.و اینکه رسم داریم وقتی میان جهازو ببرن اول یه طلا میدن به عروس..مادرشوهرم نداد گفت نمیارم..
منو شوهرم رفتیم بازار یه گردنبند مروارید ارزون صدهزارتومتی خریدیم تا جلو خانوادم بده ابرومون نره....وقتی گردنبندو اومد بهم داد مادرشوهرم کفت من پول دادم ب پسرم گفتم هرچی زنت دوس داره واسش بخر...به دروغ.سوختم.
یا اینکه یبار جلو بقیه تو رو گفت فامیلات زشتن..درصورتی که خودشو خانوادش همشون یجاشون ناقصه و پرمو و زشت هستن...و خیلی چیزا دیگه...کلا شخصیت خوبی نداره همش دل میشکنه و خیلی هم سیاست داره پسرش خیلی دوسش داره