سلام..
سه سالی هس خاننده ی خاموشم...
متولد۷۷م چون سنم کمه خاستم نظر شماهارو بدونم.
یه پسر۲۴ساله که قبلن فک کنم یه سال یا یه سال و نیم زن عقدی داشته وازش جداشده چون دختره دوسال ازمن کوچیکتر بوده و خانوادش زیاد دخالت میکردن تو رابطه ی اینا و آخرشم مامان دختره گفته بایدجداشین که البتع پسره میگ من نمیخاستم جداشم چون که اسمم روش بود اما خب بالاخره جدامیشن....... پسره عاشق من شده و خب من اونو تقریبا از قبل میشناختم چون شهرمون کوچیکه و پسرخیلی خوبیه وخانوادشم خیلی ادمای خوبین.... پسره قصدش ازدواجه ولی چن ماهه دیگ میخاد پاپیش بزاره.... راستش من نمیدونم چیشد ک جوابشو دادم یکم ک گذش فک کردم میتونم دوسش داشته باشم وباهم بودیم تقریبا یک ماه ونیم..اما الان دو هفتس ک خطمو عوض کردم.... میدونین چیه یه تاپیکایی ک اینجا میخونم و بعد میرم تو فکر میگم نکنه من اگ باهاش ازدواج کنم این ازدواج سابقش تاثیری رو زندگیم بسازه هرچند میدونم اون دختره بچه س و اختیارش دست مامانش وهنوز سوم دبیرستانه اما خب همش یه فکرای بدی میاد تو سرم... اها راستی یچیز دیگ اینکه پسره سر یه موضوعی برداش گف من سال اول دانشگام یه عشق داشتم ک بخاطرم نمیدونم چیکارامیکرد و خوشگلترین دختر دانشگاه بود و همه دنبالش ولی اون عاشق من بود.... اصن اینو ک گف دنیارو سرم خراب شد فقط بلاکش کردم مث چی گریع کردم باورم نمیشد . اگ این قضیه رو اول گفته بود عمرا جوابشو میدادم . من بازن شرعیش کناراومدم ولی بااین قضیش نمیتونستم .... خلاصه باز چن روز گزش و باز نمیدونم چیشد ک برگشتم پیشش اما میگم ک الان دو هفتس هرراهی ک میتونسته باهام تماس بگیره رو خرابکردم .... سردرگمم ... من خیلی خاستگارای عالیی دارم و خوشگلم هستم اما یه باورغلط دارم اونم اینکه اگ قبل ازدواج عشق نداشته باشی و طرفو خوب نشناسی نمیتونی ازدواج کنی با خاستگارایی ک هرچن خونه و ماشین و کار دارن ....... اصن خودم نمیدونم چمه چی میخام... یه وقتایی میگم دارم لیاقت خودمو پایین میارم ک میخام منتظر این پسره باشم ک بیاد خاستگاریم یه وقتام میترسم از اینکه با یه غریبه ازدواج کنم... ببخشید اگ دردودلم زیاد شد.. فقط میشه نظرتونو راجب ازدواج بااین پسرع بگین .. بنظرتون خیلی مهمه اینکه یه سال زن عقدی داشته؟ اصن ازدواج سابق چقد تو زندگی بعدی تاثیرداره