من عقدم و چندوقت دیگه عروسیه یکی از فامیلای همسرمه و دیروز همسرم منو برد خرید و جفتمون لباس خریدیم من نوبت ارایشگاه گرفتمو و خلاصه اومدیم خونه که دیدم مادرشوهر هی میناله وای چقدر خرج میکنی واسه دوساعت عروسی لباس خریدی ارایشگاه میری چرا انقدر هزینه میکنی دلت نمیسوزه و فلان شوهرمم با خنده گف وای مامان چرا انقدر غر میزنی سرش دیه اونم جوونه دوس داره برسه به خودش تو عروسی چهارنفر و میبینه نمیشه که همینجوری بره خب خودمون صحبت کردیم و به تفاهم رسیدیم سر خرید و ارایشگاه دیه منو بیخیال شد و شروع کرد گف ما پول نداریم نتونسم لباس بخرم نمیتونم ارایشگاه برم قسطامون عقبه انقدر نالید که همسرم دوتومن پول واسه پدرشوهرم کارت به کارت کرد گف میدم کارشون راه بیوفته بهم پس میدن😒😒😒بابا ما خودمون صدتا گرفتاری داریم عید خودمون عروسی داریم خدایی هزارتومن واسه عروسیمون خرج نمیکنن که هیچ ازمون پولم میگیرن همشم مادرشوهره عوضیم مقصره پدرشوهرم طفلک به بچهاش رو نمیندازه😑وای کشته منو همشم اصرار داره بعد عروسی نزدیک خونه اونا خونه اجاره کنیم همسرم خونه داره تو تهران اما واسه ما دونفر خیلی بزرگه دادیم اجاره و میخوایم یه خونه کوچیکتر اجاره کنیم🙃