بچه بزرگ خانوادست وخیلی لوس بار اومده دوتا دختر داره
فامیلامون وقتی فهمیدن قضیه داداشمو دلسوزی کردن به زنداداشم میگفتن جلوشو بگیر مامانم میگفت اون دعوا میکرد میگفت شوهر من سالمه
داداشمو تنها تو خونه میذاره میره پای غیبت با خواهرش میشینه شب برمیگرده خونه