2821
2789
عنوان

شهر کتاب(2)

| مشاهده متن کامل بحث + 148246 بازدید | 2291 پست
mahsa jan
ba khodet fekr kardi ta key mikhay be in gozinesh edame bedi??az to baeed bud ke inhame motale e dari .hatman ghabl az anjam in kar ba moshvere salamate ravane koodakan sohbat kon ta az mazerate in kar agah beshi

chon midunam adame roki hasti kheili rok behet migam:man be shakhse ejaze nemidam dokhtaram ba bache haee ke dar sharayete khaas bozorg mishan doostiye samimane dashte bashe(bish az had pooldar ha-bish az had vasvasi ha-bish az had momen ha-bish az had bi eteghad ha)

ba inke mitunam kamel barat tozih bedam che avaghebi dare in KHAAS KARDANE MARYAMNAZ ama tarjih midam yek motekhases barat tozih bede shayad bishtar ghabulesh dashte bashi

بهترین درسها را در زمان سختی آموختیم
و دانستیم صبور بودن نوعی از ایمان است
و خویشتن داری نوعی از عبادت
ناکامی به معنی تأخیر است نه شکست
و خندیدن........ آری خندیدن خود ِ نیایش است

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

سارا جون من خیلی متوجه منظورت نشدم از "خاص کردن". چون من هم خیلی دنبال یک دوست و همبازی برای صبا هستم ولی فکر نمیکنم این اسمش خاص کردن باشه. چون طبیعتا همبازیی برای صبا میخوام که بتونن با هم بازی کنن، خونه هامون به هم تقریبا نزدیک باشه تا امکان رفت و آمد وجود داشته باشه تو این راههای تهران بعد هم اینکه مسیحا جون گفته اهل مطالعه باشه کاملا قابل درکه به خاطر اینکه وقتی بچه ها باهم بازی میکنند فکر میکنم مادرها هم باید تو یک وادی باشند که بتونند با هم ارتباط برقرار کنند . کاش منظورت رو واضحتر بگی. ممنون از هم فکریت.
سارا جون منم با تو موافقم و کاملا منظورتو متوجه شدم... چون خودم تحت همچین تربیتی بزرگ شدم و آسیبهای جبران ناپذیری بهم وارد شد... هیچوقت مامانمو نمیبخشم...فقط اگر یه روزی بچه داشته باشم روش متفاوتی برای تربیتش پیش میگیرم...نمیتونم به کسی بگم اینکارو نکن یا اونکارو بکن ولی برای بچه خودم میتونم انجامش بدم...همین.
Lilypie Pregnancy tickers
میدونم ربطی به شهر کتاب نداره و عذر میخوام که تایپیک منحرف شد اما به گمانم بحث بسیار جالب و مفیدیه به درد هممون هم میخوره .

سارا جان
اصلا موضوع , خاص شدن نیست ! هیچ کس نمیتونه منکر تاثیر دوست بر رفتار آدمی بشه . حتی آدم بزرگ ها هم دوستانی انتخاب میکنند که تم فکری مشابه داشته باشند مثلا خودما در همین نی نی سایت . ببینیند بچه های تایپیک های مشابه شبیه هم هستند ! بیش از 10 تا تایپیک راجع به فارسی وان زدند و آدم های یک جور توش نوشتند ! حالا من نمیخوام مریمناز خاص تر بشه اتفاقا این خاص شدن بسیار صدمه میزنه هم به رشد روابط اجتماعیش و هم به تطابق با محیط بیرون خانه .
اما اجازه نمیدم با کسی بازی کنه که شب و روز مادرش تو آرایشگاههاست یا پای تلفنه ! یا به بچه اش اجازه میده فیلمهای بزرگسالان رو ببینه ! هر حرفی رو جلوی بچه میزنند .
چند وقت پیش جایی بودیم 3 تا دختر بچه حدودا 7 ساله بازی میکردند و داشتم دقیق نگاهشون میکردم . یکیشون که از همه کوچکتر بود به اون یکی گفت : مثلا تو دوست پسر منی زنگ بزن به من من هم جوابت رو ندم !!!!! اون یکی گفت باشه اگه جوابم رو ندی منم میرم یه دوست دختر دیگه میگیرم !!!
مهد کودک نفرستادن هم بیشتر جنبه ی یهداشتی داره بچه های فامیل و دوست و آشنای ما که مهد میرن بدون استثنا در ماه حداقل 3 بار مریض میشن ! دکتر تغذیه اش هم گفت بهتره تا عقل رس نشده مهد نره ضمن اینکه مسله دستشویی هم هست !
و در مورد اهل مطالعه بودن ... واقعا مهم نیست دوست آدم , اوقات فراغتش رو چه طور میگذرونه ؟؟؟؟

اینها همه نظرات شخصی من بود بدون پشتوانه ی علمی . اما با صحبت هایی که کردی دوست داره با مشاور کودک صحبت کنم و همه بحث ها ی پیش آمده رو مطرح کنم . اگر این کار انجام شد جتما نتیجه رو اعلام میکنم
اگه آدم گذاشت اهلیش کنند , بفهمی نفهمی خودش رو به این دردسر انداخته که کارش به گریه کردن بکشه.
درباره حرفهای سارا جون و گیتا جون خیلی فکر کردم. به نظر من خاص شدن یعنی مثلا تو اصرار داشته باشی بچه ات با یک طبقه خاص اجتماعی فقط مراوده داشته باشه. مثلا همسر من یک عده دوست از دوران دانشجوییش داره که ما بعد از ازدواج با اونها رفت و آمد خانوادگی داریم. من الان با بعضی از خانمهای دوستهای همسرم دوستان خیلی نزدیکی شدیم در شرایطی که اکثر اونها شاید از لحاظ طبقه اجتماعی (یا همون کلاس اجتماعی) در شرایط بسیار متفاوتی بزرگ شدند و تربیت شدند اما من ارتباط داشتن با اونها رو خیلی دوست دارم چون فکرهامون خیلی به هم نزدیکه، اهل مطالعه هستند و حرفی داریم که به هم بزنیم. من حتی خیلی دوست دارم صبا با بچه هاشون باشه به همون دلیلی که سارا جون و گیتا جون میگن: که خاص نشه.

برعکس ممکنه من الان در فامیل خودمون که از لحاظ سطح اجتماعی بیشتر شبیه خودمون هستند افراد زیادی باشند که اصلا هیچ حرفی برای گفتن بهشون ندارم و بالطبع خیلی هم علاقه ای ندارم صبا با بچه هاشون دوست بشه. چون فکرهامون متفاوته.
نارگل و مسیحای نازنینم

از این که انقدر رک نوشتم معذرت خواهی میکنم.

تاکید میکنم هر دلیلی هم که داشته باشید (دلایلتون کاملا منطقی هست) باز هم این طرز تربیت "خاص نامیده میشه"

ببینید دوستا ی گلم همه ی ما دلمون میخواد بچه هامون بهترین دوست رو داشته باشند و با کسانی مراوده داشته باشند که به رشد فکری و اجتماعیشون کمک کنن.اما این روش صحیحش نیست.
تصحیح میکنم من نمیگم با هر کس و هر شرایطی دوستی کنن و بالاخره تا حدودی طبقه ی اجتماعی و نظافت و شعور والدین مد نظر باید باشه اما امکان این که شما تمام دوستان بچه تون رو دست چین کنید وجود نداره.
تا کی؟؟؟؟؟
فکر کنید به زمانی که این فیلتر رو بردارید سر اون بچه چه بلایی خواهد اومد؟؟؟
اصلا چه سنی مناسب هست برای برداشتن این فیلتر؟؟؟
من که هنوز با این سنم و با وجود مادر شدنم در انتخاب دوست گاهی اشتباه میکنم
اما
یاد گرفتم زود با کسی صمیمی نشم و تمام اسرار زندگیم رو به دوستانم نگم
یاد گرفتم وقتی به این نتیجه رسیدم که این شخص به درد دوستی با من نمیخوره چطور کات کنم
یاد گرفتم که با چه معیار هایی دوست پیدا کنم

این ها رو که از 1 سالگی یاد نگرفتم.
به جای محدود کردن بچه باید یک مقدار اجازه بدیم خود بچه شرایط رو درک کنه و متوجه بشه با ساختار های ذهنی پدرو مادرش همخونی داره یا نه.
این ها همه برای سنین 10 سال به بالا هست.

اما برای بچه های این حدود سن همونطور که گفتم یک سری سخت گیری ها لازم هست.مثلا چه مهدکودکی ببریمشون.(لازمه که توضیح بدم خودم مخالف سر سخت مهد گذاشتن بچه زیر 3 سال هستم) و یا رفت و آمد با بچه های مشکل دار رو قطع یا کم کنیم.
مثل زود بالغ ها
بچه هایی با مشکلات عصبی و ناهنجاری
بچه هایی که دارای بیماری های قابل انتقال هستن (ایدز و هپاتیت و......)
بقیه اش رو یادم نمیاد
اما تحت یک سری شرایط خاص باید بچه رو از دوستی با بچه های دیگه منع کرد.

و اما مسیحا جون میدونم که تو مهد های ما بچه دائما سرماخورده و بیمار میشه اما چند سال دیگه مجبوره با همون بچه ها سر یک میز در مدرسه بشینه پس وقتی زودتر بدنش به ویروس ها عادت کنه و مصونیتش بیشتر بشه بهتره.

تاثیر دوست رو هم که گفتی بسیار زیاده اما به جای اینکه پفک رو جلوی چشم بچه قایم کنی بهتره براش توضیح بدی که پفک چیز بدیه و اون نباید بخورتش چون آخرش ختم به حرف های گیتا میشه!!!!
الان هم که سنی نیست که بشه براش توضیح داد پس همون فیلترینگ ملایم کافیه نه به این سفت و سختی.
عزیزم باید بذاریم بچه های ما خودشون دوستاشون رو پیدا کنن شاید معیار و انتخاب ما برای اونا تحمیل باشه و در بزرگسالی باعث یکسری ساید افکت های روحی بشه.مهسا جان شما اگر دنبال دوست گرفتن برای خودت هستی که در عین حال دختری واجد شرایط برای دوستی با مریمنازک داشته باشه بحثی جداست.
مگر شما میتونید تمام مادر های دوستان مریمناز رو بپسندی یا مورد تاییدت باشن؟وقتی که قراره بچه ها با هم بگذرونن رو با هم میگذرونن و شما میتونید تو اون مدت کتاب بخونید یا توجه به بچه داشته باشید مجبور به ایجاد صمیمیت با اون خانم نیستید.
این مشکلاتی که نوشتی عزیزم (دیدن فیلم های بزرگسالان-دوست دختر دوست پسر-....) مربوط به سنین بالا تر هست نه این سن
بحث مفصلیه
اگه توی متنی که نوشتم جواب هاتونو پیدا نکردید دوستای نازنینم هر سئوالی که باز ذهنتونو مشغول کرده بپرسید اگر اطلاعاتم اجازه بده براتون توضیح میدم.

بهترین درسها را در زمان سختی آموختیم
و دانستیم صبور بودن نوعی از ایمان است
و خویشتن داری نوعی از عبادت
ناکامی به معنی تأخیر است نه شکست
و خندیدن........ آری خندیدن خود ِ نیایش است
گیتا جان
کاملا منظور منو درک میکنی و اگر برات امکانش هست و خیلی خصوصی نیست برای بچه ها توضیح بده این خاص بزرگ شدن تو چه مشکلاتی برات بوجود آورده.
ممنون از توجهت

بهترین درسها را در زمان سختی آموختیم
و دانستیم صبور بودن نوعی از ایمان است
و خویشتن داری نوعی از عبادت
ناکامی به معنی تأخیر است نه شکست
و خندیدن........ آری خندیدن خود ِ نیایش است
آه چقدر حیف چند روزی هست بی بی سی نداریم
:(

بهترین درسها را در زمان سختی آموختیم
و دانستیم صبور بودن نوعی از ایمان است
و خویشتن داری نوعی از عبادت
ناکامی به معنی تأخیر است نه شکست
و خندیدن........ آری خندیدن خود ِ نیایش است
نمیدونم سارا جان
ولی من به این مدل گزینش نمیگم خاص کردن ! به هر حال ...
خوشحالم که این گزینش باعث شد تا دخترم بتونه با صبا دختر نارگل خودمون دوست بشه و اگر تو هم نزدیک مایی خوشحال تر میشیم از حضورت ( البته اگر دوست داری آترین نازنین با بچه ها یما همبازی شه)
اگه آدم گذاشت اهلیش کنند , بفهمی نفهمی خودش رو به این دردسر انداخته که کارش به گریه کردن بکشه.
مسیحا عزیزم
این لطف تورو میرسونه که از آترین هم دعوت میکنی اما متاسفانه ما شرایط شما رو نداریم!!!!
آترین اعتیاد به بیبی انیشتن داره و هر روز باید ببینه.......

شما نیاوران هستید اشتباه نکنم؟
من شهرک امید هستم انتهای اتوبان صدر نه خیلی دور نه خیلی نزدیک.

دوست دارم بیشتر ببینم و بشناسمتون از ته دلم میگم اما با شرطها و شروطهای شما فکر نکنم میسر بشه.
:)

امیدوارم صبا و مریمناز دوستای خوبی برای هم بشن و هر زمان خواستید دست جمعی بیرون برید مثلا پارک یا محل بازی ما هم خوشحال میشیم بهتون بپیوندیم.

بهترین درسها را در زمان سختی آموختیم
و دانستیم صبور بودن نوعی از ایمان است
و خویشتن داری نوعی از عبادت
ناکامی به معنی تأخیر است نه شکست
و خندیدن........ آری خندیدن خود ِ نیایش است
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2828
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز