2821
2789
عنوان

شهر کتاب(2)

| مشاهده متن کامل بحث + 148246 بازدید | 2291 پست
fafa joon barat doa mikonam azizam

بهترین درسها را در زمان سختی آموختیم
و دانستیم صبور بودن نوعی از ایمان است
و خویشتن داری نوعی از عبادت
ناکامی به معنی تأخیر است نه شکست
و خندیدن........ آری خندیدن خود ِ نیایش است

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

سلام به شهر کتابیها

این روزا دارم کتاب پیامبر و دیوانه جبران خلیل جبران رو می خونم که حتم دارم بیشتریاتون خوندینش. بعضی قسمتهاش و هیچ جوری درک نمی کنم. نمی دونم ایراد از منه یا مترجم. ولی در عین حال بعضی قسمتهای کلامش مثل یه بوی خوش یا مثل یه موسیقی لطیف تو اعماق قلبم نفوذ می کنه. یه قسمتی که خیلی برام دوست داشتنی بود و میذارم.


" سپس زنی گفت: برای ما از شادی و اندوه بگو.
در جوابش گفت:
شادی شما همان اندوه مقهور شماست.
چاهی که خنده هایتان را از آن می نوشید با گریه های شما پر شده.
آیا امکان دارد که غیر از این باشد؟
هر چه اندوه بیشتر به وجودتان نیش بزند، شادی در اعماق قلبتان بیشتر می شود.
زیرا مگر پیاله ای که شرابتان را نگه می دارد همان پیاله ای نیست که قبل از رسیدن به دستتان در کوره سفالگر سوخته است؟
یا چنگی که به روحتان آرامش می بخشد همان چوبی نیست که درونش را با تیشه تراشیده اند.
هر گاه شاد می شوید، به ژرفای قلبتان توجه کنید و ببینید که شادی شما چیزی غیر از اندوهتان نیست.
و هرگاه که لشگر حزن بر شما می تازد، باز به اعماق قلب خود برگردید و دقت کنید، می بینید که شما بر چیزی که مایه نهایت شادی تان بر روی زمین بوده، می گریید... "

واقعا زیباست، نه؟
من تمامی‌یِ مُرده‌گان بودم:
مرده‌یِ پرنده‌گانی که می‌خوانند
و خاموش‌اند،
مرده‌یِ زیباترینِ جانوران
برخاک و در آب،
مُرده‌یِ آدمیان همه
از بد و خوب.
من آن‌جا بودم
در گذشته
بی‌سرود.
با من رازی نبود
نه تبسمی
نه حسرتی.



به مِهر
مرا
بی‌گاه
در خواب دیدی
و با تو
بیدارشدم.

احمد شاملو
من اومدددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددم
اگه آدم گذاشت اهلیش کنند , بفهمی نفهمی خودش رو به این دردسر انداخته که کارش به گریه کردن بکشه.
اول دلم برای خونمون تنگ شده بود و دوم برای این شهر کتابی ها .... نمیدونم چطور لطفتون رو جبران کنم

اگه آدم گذاشت اهلیش کنند , بفهمی نفهمی خودش رو به این دردسر انداخته که کارش به گریه کردن بکشه.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2828
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز