2777
2789
عنوان

شهر کتاب(2)

| مشاهده متن کامل بحث + 148252 بازدید | 2291 پست
سردار همواره زندگی مجلل و پر خرجی داشت در دوره های بیکاری دچار بحران مالی میشد بیشتر املاک موروثی را فروخته بود و هیچ فرصتی را برای خوشگذرانی از دست نمیداد.
مجالست مدام با سفارت خانه ها و دیپلمات های خارجی فقط هدف ساسی نداشت و زندگی شبانه هدف اول او محسوب میشددر این کار خانواده او سهمی نداشتند و سرور السلطنه همسر او زنی پرهیزگار بود . اهل حضور در مهمانی و برداشتن پوشیه و مقنعه نبود.سردار او و چهار فرزندش را همیشه در خانه های مجلل جا میداد و خود در کار هوسبازی بود.
تیمورتاش یا همان سردار معظم در زمانی که والی گیلان بود روزی که با کالسکه مجلل و اسبهای براقش به تهران باز میگشت اعزاز الدوله نیک پی را دید که در باغات بهجت آباد با زیبا رویی به سوار کاری مشغولند.تحقیق های او مشخص کرد آن زیبا رو دختر یکی از شاهزادگان فراری روسی است که در دوره ی حکومت وی بر گیلان اجازه ی دخول به کشور یافته اما عجب آن که در همین فاصله تومانیانس تاجر پولدار با آن قد کوتاه و چهره ی کریه موفق شده بود آن زیبا رو "تاتیانا) را به خانه ی خود ببرد.گذشتن از این مانع برای سردار مانعی نبود!!!!
در ابتدا سرور السلطنه پنداشت این هم از هوسبازی های شوهرش است ولی غافل که این آهو دل سردار را آنچنان به دام انداخته که خلاصی از آن دشوار است.
پس درست به روزگاری که وزیر جنگ (رضا خان) داماد شد و صاحب دو خانه در تهران میشد.سردار نیز در مراسم مجللی که سفیران خارجی در آن دعوت داشتند در باغ فرمانیه نصرت الدوله با تاتیانا شاهزاده روس که سه چهار ماه قبل از تومانیس جدا شده بود ازدواج کرد.
پس جز خانه سردار که در آن شمس و اشرف پای گریه های مادرشان مینشستند در خانه سردا معظم نیز ایران دخترش شاهد شکوه های خانم سرور السلطنه بود آن دو زن که با هم رفت و آمد هم داشتند با داشتن نوزادانی مجبور به قبول این واقعیت شدند که شوهرانشان در خانه های دیگر دل به کس دیگری سپرده بودند.

بهترین درسها را در زمان سختی آموختیم
و دانستیم صبور بودن نوعی از ایمان است
و خویشتن داری نوعی از عبادت
ناکامی به معنی تأخیر است نه شکست
و خندیدن........ آری خندیدن خود ِ نیایش است
قابل نداشت
:))

نارگل جان من هم چون تا دیروقت بیدارم و هم چون آترین در روز 2 ساعتی میخوابه و 2 ساعتی هم تی وی میبینه و معمولا شب ها پدر محترمش به کاهاش رسیدگی میکنه خدا رو شکر وقت برای مطالعه دارم.

اما
عشق من کتاب های بهنود و سبک نوشتن و طرز فکرش هست.
برای همین اگر شده از خیلی کار های دیگه ام بزنم حاضرم بخاطرش بیام و از کتاب هاش براتون بنویسم.

بهترین درسها را در زمان سختی آموختیم
و دانستیم صبور بودن نوعی از ایمان است
و خویشتن داری نوعی از عبادت
ناکامی به معنی تأخیر است نه شکست
و خندیدن........ آری خندیدن خود ِ نیایش است

دخترا یه تجربه خوب بگم. 😊

من و همسرم سر خرید فرش کلی اختلاف داشتیم تا اینکه یه فروشگاه پیدا کردیم که فرش‌ها رو با پرو مجازی داخل خونه خودمون نشون می‌داد.

از اون بهتر اینکه خرید اقساطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم داشت و خیلی راحت سفارش دادیم.

بیشتر از 400 مدل فرش مینیمال و لوکس دارن.

اسم اون فروشگاه فرش زانیس هست.

🔗 اینجا کلیک کن تا مدل‌هاش رو ببینی.

سارا جون در مورد اینکه خیلی دقیق و ریزبین هستم و واو رو جا نمی اندازم کاملا درست گفتی:( حالا ببین این خصوصیت با عشق مادری که کنار هم بیاد چی میشه!! اگر یک شب صبا با لباس خواب اتو نکشیده بخوابه کلی عذاب وجدان دارم:( یا یک روز کمتر از دو ساعت باهاش بازی کرده باشم و ور رفته باشم دیگه ...

البته مرد من فکر کنم استثنای همه اون مردهای دنیا باشه که گفتی آخه طفلک اصلا ایراد نمیگیره. وقتی هم خونه بیاد تقریبا دیگه صبا به من کاری نداره ولی مشکل اینه که این مرد من با کلی زحمت کشیدن و به خود فشار آوردن ساعت 9 شب زودتر نمیتونه بیاد خونه. (امشب 11 اومده!) خودم فکر میکنم بیشترین مشکل کمبود وقت من ناشی از همینه. ببخشید از موضوع پرت شدیم به هر حال مرسی از راهنمایی تون سارا جون و قاصدک جون.
دوستان مهربانم سلام... خیلی ممنونم از احوال پرسیاتون و دعا کردنتون

یک ویروس عجیب و غریب افتاده بود تو بدن دخترک من که خواب و خوراک و ازش گرفته بود... بچه ام غریب به یک هفته هیچ میلی به غذا و خوراکی نداشت... دل درد و پشت بندش هم گوش دردهای شدید... خلاصه مردیم و زنده شدیم تو این مدت... خدا رو شکر خطر رفع شد و الان کمی بهتره. از خدا میخوام بچه هاتون همیشه سالم و تندرست باشن و از همه گزندها محفوظ. ناخوشی بچه ها آدم و پیییییییییییر میکنه...

سارا جونم دست مریزاد که با همه گرفتاریت میای و برامون تایپ می کنی.
اول خدا رو شکر که حال دخترک ترنم گل بهتره و خدا برای کسی نخواد خیلی سخته بیماری بچه.
من از هر چی ویروسه متتتتتتتتنننننننننففففففففرررررررممممممم که انقدر این فرشته ها ی نازکمون رو درگیر میکنن.

ببخشید بچه های گل که بحث رو منحرف کردم .اونم با این همههههههه حرف
:))))


بهترین درسها را در زمان سختی آموختیم
و دانستیم صبور بودن نوعی از ایمان است
و خویشتن داری نوعی از عبادت
ناکامی به معنی تأخیر است نه شکست
و خندیدن........ آری خندیدن خود ِ نیایش است
مسیحا تولد دخمر مبارک
امیدوارم جشن خوبی برپا کرده باشی و خسته هم نباشی.

منم تیر دنیا اومدم 12 تیر.
تیری ها خیلیییییییییییییییییییییییییی گل و ماهن
:)))))))

بهترین درسها را در زمان سختی آموختیم
و دانستیم صبور بودن نوعی از ایمان است
و خویشتن داری نوعی از عبادت
ناکامی به معنی تأخیر است نه شکست
و خندیدن........ آری خندیدن خود ِ نیایش است
ممنونم از محبت همتوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووون

گزارشش رو در وبلاگم ببینید :)
اگه آدم گذاشت اهلیش کنند , بفهمی نفهمی خودش رو به این دردسر انداخته که کارش به گریه کردن بکشه.
مسیحا اوضاع لپ تاپم به شدت نابوده والا کلیییییییییی کار میخواستم انجام بدم اما امان از ویروس های جدید و امتحان که وقت نمیذاره واسه رسیدگی به حساب ویروس ها !!!!!!!! این بود که مجبور شدم به همین تبریک ساده بسنده کنم


http://up.iranblog.com/Files/45c2b3c0b0d6456c92fa.JPG
خوشحالم فافایی
:)
این بهم انرژی میده که دوباره بنویسم.
فقط باید تا فردا نصفه شب صبر کنی چون فردا شب 20 تا مهمون دارم وقتی رفتن و خونه رو جمع و جور کردم اگه توانی مونده باشه میام و مینویسم اگه نه میره برای 5 شنبه .


خوب و خوش و شاد باشید دوستان

بهترین درسها را در زمان سختی آموختیم
و دانستیم صبور بودن نوعی از ایمان است
و خویشتن داری نوعی از عبادت
ناکامی به معنی تأخیر است نه شکست
و خندیدن........ آری خندیدن خود ِ نیایش است
نارگل جان
از اون جایی که در پستت اشاره ای به حرفای من نکردی فکر کنم دوست نداشتی بیشتر از این موضوع رو ادامه بدم.
بنابراین بازم میگم قصدم خدایی نکرده دخالت نبود فقط جواب سئوالت رو دادم و یه پیشنهاد کنارش.
پست های دیروزم رو هم پاک میکنم.

بهترین درسها را در زمان سختی آموختیم
و دانستیم صبور بودن نوعی از ایمان است
و خویشتن داری نوعی از عبادت
ناکامی به معنی تأخیر است نه شکست
و خندیدن........ آری خندیدن خود ِ نیایش است
مرسی فافا عزیزم شدم 27 شایدم رفتم تو 28 مردم متفاوت حساب میکنن.
:)))
اما باورش خیلی سخته .پریروز داشتم در جواب سئوال داییم که از امریکا اومده میگفتم تفاوت سنی م با آترین 25 سال و نیمه یهو انگار یه شوکی بهم وارد شد خودمو تو آینه نگاه کردم همون لحظه و گفتم یعنی من همونم که میگفتم اگه بشه 18 سالم دنیا رو زیر و رو میکنم و چنین و چنان میکنم؟؟؟؟؟؟
بیا حالا که 10 سالم بیشتر گذشته چیکار کردم؟؟؟
:)))))

بهترین درسها را در زمان سختی آموختیم
و دانستیم صبور بودن نوعی از ایمان است
و خویشتن داری نوعی از عبادت
ناکامی به معنی تأخیر است نه شکست
و خندیدن........ آری خندیدن خود ِ نیایش است
2827
2791
2779
2792