2777
2789
عنوان

شهر کتاب(2)

| مشاهده متن کامل بحث + 148252 بازدید | 2291 پست
سارا جون ممنون از زحمتی که کشیدی. میدونم که در این بی وقتی خیلی خیلی هنر کردی این کاررو انجام دادی. من که نمیدونم چطوری وقت کردی!! به منم این پیدا کردن وقت رو یاد بده.

ترنم جون اگر رمانها وداستانهای تاریخی رو دوست داشته باشی حتما از خوندن سه زن پشیمون نمیشی. خانوم رمان فوق العاده ای من خودم عاشقشم اما شخصیتهای رمان واقعی نیستند من وقتی رمان رو میخوندم چند بار دوباره برگشتم و مقدمه کتاب رو چک کردم به امید اینکه اشتباه دیده باشم که نوشته شخصیتهای کتاب واقعی نیستند!!!
اما کتاب سه زن درباره شخصیتهای واقعیه و کاملا مستنده.

بچه‌ها اگه خرید سوپرمارکتی دارین، پیشنهادم اینه که خریدتون رو از سوپرمارکت ۴۵ دقیقه‌ای دیجی کالا انجام بدین. 😄

هم تخفیف‌های خوبی داره، هم یه کد ۴۵۰ هزار تومنی داره.

کد: NS450

من گفتم اینجا هم بذارم شاید به دردتون بخوره. 🌸

فافا جون احتمالا مسیحای عزیز درگیر تولد مریمناز گل هستش. تو وبلاگش نوشته که سه شنبه تولدشه. درگیریه واسه خودش این تولد یکسالگی نی نی ها. من از 2 ماه قبلش تا 2 ماه بعدش داشتم راه میرفتم!!!! :)
من چون مثل سارا جون نمیتونم از خود گذشتگی و از وقت گذشتگی!! کنم اینهارو از تو وبلاگها کش رفتم!

در صفحه اول رمان "خانوم" نوشته شده است: این یک قصه است، باورش کنید..."
خانوم باور کردنیه. از جنس رمان‌هاییه که هیچ وقت از یاد آدم نمی‌ره و وقتی شروعش می‌کنی می‌خوای با خوندن دیوانه‌وار یک ضرب تمومش کنی. داستان زندگی شاهزاده قجری که به یمن داشتن مادری صاحب کمالات، فرانسه می‌دونه، مطالعه می‌کنه اعلامیه‌های مشروطه‌خواه‌هان رو می‌خونه و در دلش از اون‌ها یی که برعلیه شاه باباش (پدربزرگش، مظفرالدین‌شاه) که برای اون پدربزرگی مهربون و دوست‌داشتنیه می خوان انقلاب کنن حمایت می‌کنه. بهنود به زیبایی پیچ و خم این قصه رو با وقایع تاریخی پیوند می‌زنه. داستان از آزادی زنی از زندان اوین در دوران بعد از انقلاب شروع می‌شه. زمان جنگ احتمالاً ساله‌های 64-65. این دختر، دختر "خانوم" قصه است. شاید تنها قسمت باورنکردنی داستان، ربط این قصه از انقلاب مشروطه به واقعه 11 سپتامبر و کشته شدن نوه "خانوم" در یکی از برج‌های تجارت جهانی باشه.
ه دیوها،نه فرشته ها،نه چشمه،نه باران وقتی تو یادشان نمی کنی نمی میرند ،هستند ،زنده اند و یک روز می آیند،هیچ قصه ای ناتمام نمی ماند،آینه حتی وقتی تو در آن نگاه نمی کنی آینه است.
طبیعت پاک آدمی پاکی طلب می کند،دعا کن همین طوری بمانی تو خودت راچشمه نگه دار،دیگران در تو که نگاه کنند پاک می شوند شرمنده از گناه می شوند،اما مغرور مشو،این تو نیستی که آن ها را پاک می کنی ماموریتشان اینست.
تو در چشم خودت چه هستی؟فرشته یا دیو،گفتم فرشته نیستم گفت :باش
پرسید:وقتی سهمت را به فرشته ات دادی خودرا فرشته دیدی و از بالا نگاهش کردی یا او فرشته بود و سرت را بلند کردی که او را ببینی؟
اگر پلیدی او نبود من چیز مهمی را از دست می دادم اصلا زندگی را نمی فهمیدم و مثل هزارها آدم دیگر می شدم که نفهمیدند
پدر مرا نشاند کاری داشت و با شتاب برگشت.اول برایم لطیفه گفت .قصه ی ماهی گیری که نیت کرده بود که اگر چهار ماهی بگیرد یکی را به مرد فقیری ببخشد که هر روز در راه می دید.قلاب را انداخت و دو ماهی به قلابش گیر افتاد،تعجب کردقلاب دوم را انداخت باز هم دوماهی با هم به قلاب افتادند،به طمع افتاد باز هم قلاب انداخت و یک ماهی گرفت آمد که در سبد اندازد دید سه ماهی بیشتر در سبدش نیست.یکی از ماهی ها نبود.قلاب دیگری به آب انداخت.دو ماهی در قلاب افتادند،ماهی های درشت، آمددر سبد بیاندازد که دید دو ماهی بیشتر در سبد نیست.برداشت و رفت و دانسته بود تنها به اندازه ی نیتی که کرده بود روزی دارد . ولی ندانست که چرا مرد فقیر را که هر روز در راه می دید نیست و هر چه گشت دیگر او را نیافت.
رمان خانوم نوشته ی مسعود بهنود قصه ی زندگی پر ماجرای یک زن از خانواده قاجار است. داستان با تولد یک شازده خانوم ساده و معصوم در اوایل قرن بیستم آغاز می شود و حوادث تلخ و شیرین آن دوران را بیان می کند. نویسنده در مقدمه یکی از کتابهایش نوشته که مورخ نیست بلکه قصه می‌نویسد. در آغاز کتاب خانوم هم به خواننده اش یادآوری می‌کند "این یک قصه است، باورش کنید". ***** داستان بسیار پر فراز و نشیب است. این قصه می توانست ماجرای 3 یا 4 رمان دیگر باشد که نویسنده این 3 یا 4 قصه را در یک رمان آورده.قصه خوب تعریف شده ولی خیلی جاها زیاده گویی دارد.نقش اول(همان خانوم) زیاد خواب می بیند و تمام خوابهایش را برای خواننده تعریف می کند.خانوم تمام چیزهایی که می بیند او را به یاد کسی یا چیزی می اندازد و تمام این به یاد آوردن ها را برای خواننده تعریف می کند آن هم مفصل.نویسنده تمام سعی خود را کرده تا تمام قشرهای خوانندگان را تحت پوشش قرار دهد.مذهبی و غیر مذهبی.مذهبی ها را چون درخیلی از جاها چادر نماز حضور دارد.خانوم هر جا کم می آورد نماز می خواند.خدا در تمام قصه هست.حتی وقنی که به او احتیاج چندانی نیست.حتی وقتی متهم است ودیگران سرنوشت را مثصر می دانند نویسنده در لباس یکی از شخصیتها از خدا دفاع می کند در حالیکه با مقدمه چینی های قبلی واقعا خدا متهم است.داستان می خواهد ضد مرد باشد اما نمیتواند.چون با وجودی که همه مردها بد هستند ونقش دیو را بازی می کنند اما یک مرد خوب وارد قصه می شود تا جور همه بدی ها را بکشد.تا از حیثیت آنها دفاع کند.(میشل که بعدها میثم می شود)می خواهد فمینیستی باشد باز هم نمی تواند.می خواهد از حقوق زنان دربار که اسیر مردانشان هستند دفاع کند که سالهاست در عذابند.می خواهد از حقوق زنی دفاع کند که تقدیر می خواسته ملکه ایران و سپس ملکه عثمانی شود ولی درست یک شب یا دوشب مانده به ملکه شدن انقلابیون او را از این سعادت بزرگ محروم می کنند.البته کلا این کتاب از انقلابها در هر کشوری روسیه/فرانسه/عثمانی راضی نیست.چون خانوم در همه اینها رنج می کشد و صدمه می بیند.نویسنده می خواهد از مسلمانان دفاع کند که میشل (معاون وزیر خارجه آلمان در زمان هیتلر) را مسلمان می کند.اما خیلی زیاده روی نمی کند چون میشل که خالا میثم شده بعدها دائم الخمر است. اما پدر ویلفرد خانوم را نجات(روحی و پلیسی) می دهد.تازه خانوم هم دو مذهبی است.هم نماز می خواند و هم در کلیسا پیش کشیش اعتراف می کند.داستان یک جورایی زیاده گویی می کند.عنصر حادثه در تمام فضای قصه حضور دارد.هر جا نویسنده بخواهد هر کسی را از آسمان نازل می کند تا قصه پیش برود.حتی اگر این حادثه وسط جنگ جهانی دوم باشد.این قصه به نظر من داستان زندگی مادر خبرنگار زن ایرانی الاصل است به نام کریستین امان پور. ولی 2 نکته در این قصه بیش از حد ذهن مرا مشغول کرده.1-در صفحه 371 (کتابی که من دارم چاپ نهم/نشر علم است) نویسنده ادعا می کند که مدرس نماینده روحانی مجلس برای شاه نامه ای نوشته و در آن نامه شاه را اعلیحضرت خطاب کرده و به احمد شاه اطمینان داده که به محض آمدن شاه مجلس سردار سپه را عزل می کند.وگفته بود نمی توان به دریا رفت و خیس نشد. 2- ظاهرا نویسنده کتاب به هلوکاست اعتقاد دارد.در صفحه 570 و 571 همان چاپ بالا خانوم از همسر آلمانی اش می پرسد آیا کوره های آدم سوزی راست است؟ واصرار می کند که بشنود این ماجرا دروغ است .می شنود که همه دروغ نمی گویند واقعیت از این هم تلخ تر است.
نتشار ترجمه انگلیسی رمان 'خانوم'مسعود بهنود. رمان 'خانوم' نوشته مسعود بهنود، روزنامه نگار و نویسنده ایرانی مقیم لندن، قصه زندگی پرماجرای یک زن از خانواده قاجار است. داستان با تولد یک شازده خانوم ساده و معصوم در اوایل قرن بیستم آغاز می شود و با ماجرای یازدهم سپتامبر در آغاز قرن بعد در نیویورک پایان می‌گیرد. بهنود در این قصه تاریخی، تاریخ ایران را از اواخر سلطنت مظفرالدین شاه از دید زنی که که از کاخهای سلطنتی تهران به اروپا تبعید می‌شود، شرح می دهد؛ تاریخی که شامل دو جنگ جهانی و دو انقلاب و دو کودتا در ایران است. خانوم شرح واقعیتهائی از تاریخ با زبان قصه است. نویسنده در مقدمه یکی از کتابهایش نوشته که مورخ نیست بلکه قصه می‌نویسد. در آغاز کتاب خانوم هم به خواننده اش یادآوری می‌کند "این یک قصه است، باورش کنید". همین زبان قصه است که وقایع تاریخی را با ماجراهای تلخ و شیرین خانوادگی و اجتماعی در هم می‌آمیزد و مجموعه‌ای را در اختیار خواننده می‌گذارد که نمی‌داند باورش کند یا نکند، اما آن را تا آخر می‌خواند و لذت می‌برد. به گفته نویسنده این نوع نوشتن مثل ارائه دادن تصویری رنگی از یک عکس قدیمی سیاه و سفید در حال محو شدن است. در عکس اصلی آسمان آبی و برگ درختان سبز نیست. اما رنگی شدن به عکس قدیمی جان می‌دهد و آن را از نو زنده می‌کند. خواننده ایرانی که با تاریخ کشورش آشناست، در قصه های بهنود واقعیتها را پیدا می‌کند. بی جهت نیست که همین کتاب خانوم تاکنون در ایران سیزده بار تجدید چاپ شده است. اما ارائه متنی به خواننده انگلیسی زبان که او را مجذوب و وادارش کند که کتاب را بخرد و بخواند کاری بس دشوار است که به نظر می‌آید سارا فیلیپس، مترجم خانوم به انگلیسی، از عهده آن برآمده است. شک نیست که ترجمه قصه‌های ایرانی به زبان خارجی، یکی از مشکلترین وظایفی است که می‌توان از یک مترجم، هرچند هم قابل، انتظارش را داشت. در زبان فارسی، به ویژه در زبان محاوره، مانند هر زبان دیگری، اصطلاحها و استعاره‌هائی هست که یافتن معادل آنها در زبانهای دیگر بسیار مشکل و گاهی غیرممکن است. مترجم مجبور است برای ارائه جان کلام به خواننده ابتکارهائی از خود نشان دهد که همیشه موفق نیست. از آن گذشته، شیوه نویسندگی و ادبیات هر نویسنده، اثر را شکل می‌دهد. در ترجمه، حضور نویسنده و شیرین کاریهای نویسندگی محو می‌شوند و در اینجاست که هنر مترجم معلوم می‌شود که آیا می‌تواند ترجمه ای زنده ارائه دهد یا اینکه متنی بیجان، هرچند صحیح، در اختیار خواننده می‌گذارد. سارا فیلیپس، با اینکه برای اولین بار یک قصه فارسی را به انگلیسی برگردانده، موفق شده که روح داستان را زنده نگه دارد و در واقع ترجمه‌ای که از خانومکرده، ترجمه یک قصه فارسی نیست، بلکه قصه‌ای به زبان انگلیسی است. این کاری است که از عهده همه مترجمها بر نمی‌آید. شاید یک علت موفقیت خانم فیلیپس دو زبانه بودن او باشد، یعنی که فارسی و انگلیسی را هم از نظر نوشتاری و هم از نظر گفتاری بخوبی می داند و نیاز به ترجمه لغت به لغت و بعد سرهم کردن جمله انگلیسی ندارد. یک علت دیگر هم می تواند این باشد که نویسنده و مترجم هر دو در یک شهر زندگی می‌کنند و مترجم توانسته در صورت برخوردن با اشکال، از راهنمائیهای نویسنده برخوردار شود. ترجمه انگلیسی خانوم هفته اول ماه نوامبر از سوی بنگاه انتشاراتی Vanguard Press در لندن منتشر شد. منابع: زیرشیروونی وبلاگ کتاب خور http://2ndketabkhor.blogfa.com/ خانم بهانه http://bahanebano.persianblog.ir/post/31 خوزنیوز http://khouznews.com/pages/1196.php
کوزه بشکسته آخرین رمان مسعود بهنود است که در زمستان گذشته در تهران چاپ شده. من خودم هنوز موفق به تهیه این کتاب نشده ام . اگر کسی خونده لطفا بیاد تعریفش رو بکنه.
کوزه بشکسته سومین کتاب از سه گانه مسعود بهنود است و باید آن را در ادامه امینه و خانوم نگریست.

کوزه بشکسته حکایت زنی انگلیسی را روایت می کند که همکلاس آخرین پادشاه ایران در سوییس است و در تاریخ ایران نیز نقش دارد ...
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

احساس میکنم مدتی از خونه ام دور بودم... چه همه دلتنگم براتون :)


نی نی سایت من قاطی میکنه بچه ها یا باز نمیشه یا نمیتونم پست بذارم.
دوستتون میدارم بسی ..
اگه آدم گذاشت اهلیش کنند , بفهمی نفهمی خودش رو به این دردسر انداخته که کارش به گریه کردن بکشه.
مسیحا جون تولد دخترک خوردنیت سرت رو شلوغ کرده چرا منیدازی گردن نی نی سایت!! :)


دوستان ممنونم از توجهتون به پستهای من که نصف شبی زحمت کشیده بودم گذاشته بودم!! چقدر هم که اینجا پر رفت و آمد شده!!
نارگل جونم ممنونم از توصیه ات بابت کتاب این سه زن. یه مدت بگذره شاید دوباره سر بگیرمش، فعلا مشغول مریض داریم... دخترکم ناخوش احواله... بابت مطالبی که گذاشتی هم دستت درد نکنه عزیزم... راستی تاپیک فنگ شویی رو ادامه نمیدی؟!
من هر کاری داشته باشم از شهر کتاب نمیگذرم !!1 جدی میگم .
اما واقعا نی نی سایت قاطه !

بچه ها از بهنود بگید اگ نه موضوع رو عوض کنیم . این بار هم نوبت قاصدکه برای انتخاب موضوع :)
اگه آدم گذاشت اهلیش کنند , بفهمی نفهمی خودش رو به این دردسر انداخته که کارش به گریه کردن بکشه.
2827
2791
2779
2792