2777
2789
عنوان

شهر کتاب(2)

| مشاهده متن کامل بحث + 148252 بازدید | 2291 پست
دوستی دارم به نام دل دیوانه
معتقده نویسنده نباید راجع به چیزی که نوشته توضیح بده باید دست خواننده رو باز گذاشت تا اونطور که میخواد برداشت کنه .. من هم به این حرف معتقدم و بنا به احترام خواست شما توضیحاتی دادم
اگه آدم گذاشت اهلیش کنند , بفهمی نفهمی خودش رو به این دردسر انداخته که کارش به گریه کردن بکشه.
هر دو رو ...
یک دکتر مشاور کم سواد که از نسل حاضر جامعه اش چیزی نمیدونه و یک مادر به ظاهر موفق که هییییییییییییییییییییییییییچ چیز از اندیشه ی فرزندش نمیدونه ... میگه 2 سال شایدم بیشتر بچه اش اینطور شده و تازه یادش افتاده بیاد مشاوره !و یک جامعه ی ناسالم که فردی از یک خانواده ی تحصیل کرده میاد به جرگه ی گروه بسیاااااااااااااااار فاسد و فاسقی میپیونده و آب هم از آب تکون نمیخوره
آخر سر هم دکتره خدا تومن پول میگیره و تا هفته ی بعد که سارا دوباره مراجعه کنه حتی چهره اش رو از یاد میبره !
اگه آدم گذاشت اهلیش کنند , بفهمی نفهمی خودش رو به این دردسر انداخته که کارش به گریه کردن بکشه.

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

دوستای نازنینم
خوشحالم کردید اندازه ای که خدا میدونه و بس!!!
مرسی از همه گی درست روز سالگرد پدر و مادرم یادبود کوچیک و زیبایی براش گرفتید و از خدا میخوام به همه تون سلامتی و دل خوش بده و سایه ی پدر و مادرتون بالای سرتون باشه.

بهترین درسها را در زمان سختی آموختیم
و دانستیم صبور بودن نوعی از ایمان است
و خویشتن داری نوعی از عبادت
ناکامی به معنی تأخیر است نه شکست
و خندیدن........ آری خندیدن خود ِ نیایش است
خوب
من اول شروع کنم به توضیح در باره ی داستان شماره ی یک.

سمانه کاملا درست گفت.
یک عاشق بخاطر خیانت نامزدش اونو میکشه و به زندان میره.اما پدر دختر که متوجه میشه دخترش به قول معروف زیرابی رفته پسر رو میبخشه و از قصاص میگذره.
از لحن حرف زدن پسر باید فهمید از چه قماش آدم هاییه.
لوتی صفت و داش مشتی!!!!
پدر دختر هم چون مرام و غیرت داره میگذره.
حالا پسر تو اولین روز آزادی بعد از 20 سال اولین جا اومده سر خاک دختر و داره ازش گلایه میکنه.
یکی از این مزاحم های همیشگیه مثلا قرآن به دست هم زودی میاد میشینه بیخ خرش که پول بگیره.
کلا شاکی میشم هر وقت میرم سر خاک مادر و پدرم تا میام خلوت کنم اینا پیداشون میشه یه عالمه پول دم دستم میذارم و زود میدم بهشون که برن.
:))))

بهترین درسها را در زمان سختی آموختیم
و دانستیم صبور بودن نوعی از ایمان است
و خویشتن داری نوعی از عبادت
ناکامی به معنی تأخیر است نه شکست
و خندیدن........ آری خندیدن خود ِ نیایش است
در باره ی پرتقال خونی
خیلی غیر منتظره ست اولش آدم فکر نمیکنه به اینجا میکشه.
اما درک کردن اون زن کار سختی نیست.مخصوصا برای افرادی مثل من که مدتی با این تیپ آدم ها سر و کار داشتم.
کاملا قابل باور و قشنگه.

قابل توجه مسیحا جون (من مشاور بودم) اما از نوع مجانیش.
فقط یک ایراد بهش وارده اونم توضیح بیش از اندازه ی یک مینیمال از فضا و حال اون زن که با توجه به اطلاعاتی که خودت از مینیمال دادی یاد گرفتم.
وگرنه قصه ی پر غصه ی قشنگیه.


بهترین درسها را در زمان سختی آموختیم
و دانستیم صبور بودن نوعی از ایمان است
و خویشتن داری نوعی از عبادت
ناکامی به معنی تأخیر است نه شکست
و خندیدن........ آری خندیدن خود ِ نیایش است
راجع به داشتان روانشناسیه یککم با مسیحا موافقم
چون جنس اکثرشون خرابه اما نمیشه بسط داد خودم یه خوبشو سراغ دارم اما خوب کم توشون هست

اولش به نظرم زیاد جالب شروع نمیشه.(با عرض معذرت از مسیحا)
بهتر بود شاید یککم خانم دکتری با این مشخصات کم حوصله تر می بود .
و کلا چون زیاد با این قشر سر و کار داشتم میدونم معمولا با این کلمات شروع نمیکنن دکتر های عمومی که برای سرماخوردگی میریم پیششون لحنشون بیشتر شبیه اینه.
ولی باقیه قضایا خیلی خوب نشون داده شده و اکثرا به همین سرعت تموم میشه بدون نتیجه گیری.
ویزیت رو هم اوریجش رو گفتی دوستم دکتر صنعتی الان 100 پایین تر نمیگیره فکر کنم.

بهترین درسها را در زمان سختی آموختیم
و دانستیم صبور بودن نوعی از ایمان است
و خویشتن داری نوعی از عبادت
ناکامی به معنی تأخیر است نه شکست
و خندیدن........ آری خندیدن خود ِ نیایش است
داستان شماره ی 9 قاصدک
موهای تنم سیخ شد
فکر کنم مادرش همون لحظه مرد...نه؟
خیلی کوتاه و پر معنی بود.

بهترین درسها را در زمان سختی آموختیم
و دانستیم صبور بودن نوعی از ایمان است
و خویشتن داری نوعی از عبادت
ناکامی به معنی تأخیر است نه شکست
و خندیدن........ آری خندیدن خود ِ نیایش است
گل رز سمانه خیلی با نمک بود.
کلا از این جور نوشته هایی که تهش یه چیز بامزه از آب در میاد خوشم میاد.

بهترین درسها را در زمان سختی آموختیم
و دانستیم صبور بودن نوعی از ایمان است
و خویشتن داری نوعی از عبادت
ناکامی به معنی تأخیر است نه شکست
و خندیدن........ آری خندیدن خود ِ نیایش است
تک خطی یه مسیحا خیلیییییییییی رمانتیک بود
نامه!!!!!
خوشمان آمد.
آخه من خیلی رمانتیکم کلا!!!!
:))

بهترین درسها را در زمان سختی آموختیم
و دانستیم صبور بودن نوعی از ایمان است
و خویشتن داری نوعی از عبادت
ناکامی به معنی تأخیر است نه شکست
و خندیدن........ آری خندیدن خود ِ نیایش است
فافا دوستت دارم

(اینم برای تنوع )

:)

بهترین درسها را در زمان سختی آموختیم
و دانستیم صبور بودن نوعی از ایمان است
و خویشتن داری نوعی از عبادت
ناکامی به معنی تأخیر است نه شکست
و خندیدن........ آری خندیدن خود ِ نیایش است
مسیحا جون پرداخت شخصیتت توی پرتقال خونی خیییییلی خییییییییلی عالی بود. نقش اولت بسیار شبیه به زنهایی که توی این دوره زمونه زندگی می کنن بود. زنهایی با ظاهری همیشه مرتب و لبخندی دائمی برلب. زنهایی که هزااااران حرف نگفته دارند. همه ی حرفای نگفته ی شخصیتت از پشت تک تک کلمات داستانت به گوش می رسید. من خیلی باهاش ارتباط برقرار کردم.

اما در مورد داستانک دومت به نظرم برعکس اولی که پرداخت قوی و هنرمندانه ای داشت این یکی حالتی شتاب زده داشت. شخصیت پردازی ها قوی نبودند(ببخشید رک می گم ها من فقط از منظر یه خواننده نگاه می کنم و نظر می دم وگرنه خومو اصلا تو جایگاهی نمی بینم که بخوام نقد کنم!!)
ضمن این که به نظرم یه مقدار هم بی انصافی شده بود چون من خودم زمان دانشگاه از میان اساتیدم کسانی رو سراغ داشتم که وقت خودشونو خانوادشون رو می ذاشتن و توی مناطق محروم به رایگان مشاوره می دادن. از اونجایی که توی هر قشری آدم خوب و بد پیدا می شه بهتر اینه که همه رو به یه چوب نرونیم.

البته این نظر منه شایدم تو بتونی من رو قانع کنی و شاید تجربه ی بیشتری توی این امر داشته باشی
راستی سوالم رو جواب ندادی گلم
می شه در مورد شروع داستانک دومم که گفتی ایراد داره یه کم بیشتر راهنماییم کنی و نظرت رو درمورد داستانک اولم(گل رز) هم بهم بگی؟

سارا جون ممنون که درمورد داستانک اولم هم نظر دادی نظرت رو درمورد دومی هم بگو خوشحال می شم
خــدایا؛دخترم حسـود نیست، دروغـگو نیست، ناســـپاس نیست، نامهـــــربون نیست، بداخـــــلاق نیست، غیبــــت نمی کنه، تهـــمت نمی زنه، دلــــی رو نمی شـــکنه ...**خودت کمــــــکـــــــــم کن اینا رو یادش نـــــــــــــــــدم** ...
سارا منظورت کدوم تک خطی هست؟
متوجه نشدم

*تک خطی یه مسیحا خیلیییییییییی رمانتیک بود
نامه!!!!!
خوشمان آمد.
آخه من خیلی رمانتیکم کلا!!!!
:))*
خــدایا؛دخترم حسـود نیست، دروغـگو نیست، ناســـپاس نیست، نامهـــــربون نیست، بداخـــــلاق نیست، غیبــــت نمی کنه، تهـــمت نمی زنه، دلــــی رو نمی شـــکنه ...**خودت کمــــــکـــــــــم کن اینا رو یادش نـــــــــــــــــدم** ...
بابا یکی یه نظری در مورد داستانک ما هم بده دیگه! یعنی این قدر افتضاح بود!

مسیحا، پرتقال خونی حرف نداشت. همه چیزش به جا و درست پردازش شده بود. توصیف صحنه خیلی خوب انجام شده بود، طوری که وقتی داستان رو می خوندم تصاویر مثل فیلم جلوی چشمم بود. خلاصه به نظر من بی نقص بود. من دوستش داشتم، اگر چه داستان تلخ و سیاهی بود.
داستانک دومت اما، حرکت نداشت خیلی ساکن بود. از اول که داستان شروع میشه خواننده مرتبا منتظر یه اتفاق خاص، یه جمله خاص و یا یک واکنش غافلگیر کننده از طرفین هست و این انتظار تا پایان داستان ادامه پیدا می کنه. وقتی داستان تموم میشه خواننده هنوز منتظر ادامه هست چون اون انتظاری که از داستان داشت برآورده نشده. راستش من خودم اولش فکر کردم داستان نصفه مونده و بعد میای و باقیش و تایپ می کنی...
برمی گردم...
سلام دوباره
سارا، هر دو داستانکت جالب بودند، اما اولی کمی مبهم بود. خیلی آدم باید تیز باشه که با یه بار خوندن متوجه موضوع بشه. ولی توضیحاتی که درباره اش دادی خیلی جالب بود. اصلا تصور نمی کردم قضیه از این قرار باشه.
داستانک مادر شوهر هم طنز جالبی بود و در عین حال بسیار ملموس (برای خانمها). نمی تونم هیچ ایرادی بهش بگیرم :)
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز